سائب ( متوفى حدود 70 ه ) را با مصحف مكى و مغيرة بن شهاب ( متوفى 91 ه ) را با مصحف شامى و ابو عبد الرحمن بن السلمى ( متوفى 73 و گفته شده 74 ه ) را با مصحف كوفى و عامر بن عبد قيس را با مصحف بصرى فرستاد . « 1 » ولى به نظر مىرسد كه اين كار از استمرار روايت قرائتهاى متعدد مانع نشد ، بخصوص اينكه ابن ابى داود ذكر كرده كه عثمانى به كسانى كه او را به خاطر سوزاندن مصحفهاى مخالف و امر به قرائت مصحف نوشته شدهء او سرزنش مىكردند ، گفت : هر گونه كه بخواهيد قرائت كنيد ، من اين كار را انجام دادم تا شما اختلاف نكنيد . « 2 » ولى هجاى كلمات در مصاحف به همانگونه شد كه در مصاحف عثمانى بود و مردم به همانگونه كه براى آنها روايت شده بود و از اصحابى كه ميان آنها بودند ، شنيده بودند ، قرائت كردند دو شك نيست كه بعضى از اين روايتها خارج از رسم مصحف بود ولى اين روايتها كمتر نقل مىشد و مردم بتدريج به روايتهايى اعتماد كردند كه خارج از رسم مصحف نبود .
در دوره خلافت راشدين مدارس قرائت به وجود آمد و آداب يادگيرى و قرائت قرآن رسوخ پيدا كرد . ابو الدرداء ( متوفى 32 ه ) قاضى دمشق و بزرگ قاريان آنجا بود . او مردم را كه پس از نماز صبح براى قرائت گرد او جمع مىشدند ، ده تا ده تا قرار مىداد و براى هر ده نفر يك شخص وارد يا تلقين كننده تعيين مىكرد تا جايى كه تعداد كسانى كه پيش او قرآن مىخواندند به هزار نفر رسيد . او گاهى در محراب مىايستاد و نگاهش به آنها بود و گاهى ميان آنها مىگشت . وقتى يكى از آنها خوب ياد مىگرفت ، پيش ابو الدرداء مىآمد و به او عرضه مىكرد . ابن عامر معلم ده نفر بود . وقتى ابو ا لدرداء از دنيا رفت ابن عامر جانشين او
هامش
( 1 ) خميله ارباب المراصد ، برگ 67 ب ، نمىدانم ابو على مزبور چه كسى است و اين خبر را ما رغنى هم ( ص 17 ) آورده و شايد آن را از ابن عاشر انصارى گرفته ولى به جاى عبد قيس عامر بن قيس را نام برده و ابن جزرى ( غاية النهاية ، ج 2 ، ص 305 ) ذكر كرده كه درست در نام مغيره ( المغيرة ابن ابى شهاب ) است و گفته كه ابو عبيد او را ( المغيرة بن شهاب ) نام برده و نيز گفته اين اشتباه است ( بنگريد به : علم الدين سخاوى : جمال القراء ، برگ 149 ب ) ولى ذهبى او را به نام ابن شهاب هم ذكر كرده ( معرفة القراء ، ج 1 ، ص 43 ) و اما عامر بن عبد قيس ، ابو عبيد در كتاب القرءات خود ( بنگريد به علم الدين سخاوى : جمال القراء ، برگ 149 ب ) هنگامى كه درباره تابعين از قراء صحبت مىكند ، مىگويد : و از اهل بصره عامر بن عبد اللّه است واو معروف به ابن عبد قيس است كه به مردم قرائت ياد مىداد » . ولى اينكه در غاية النهاية ابن جزرى او را مصرى توصيف كرده ( ج 1 ، ص 350 ) به نظر مىآيد آن تحريفى است كه محقق كتاب از آن غفلت كرده است .
( 2 ) المصاحف ، ص 36 و بنگريد به : علمى الدين سخاوى : جمال القراء ، برگ 84 أ .