تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
چيست ؟ پيامبر فرمود : آن آتشى ميان دو كتف توست چه آن را به گردن بياويزى و چه خودت را به آن در آويزى » « 1 » . اين روايتها ، پايه‌هاى نخستين درباره قرائت قرآن هستند و سخن علم الدين سخاوى را تأييد مىكنند كه گفت : « مسلمانان همواره به تلاوت قرآن ايمان داشتند و آن را از همان آغاز اسلام تاكنون از بهترين اعمال مىدانستند » « 2 » . قارى قرآن در بسيارى از مظاهر زندگى بر ديگران مقدم مىشد . از ابن عمر نقل شده كه سالم غلام ابو حذيفه در مسجد قبا بر مهاجران امامت مىكرد و در ميان آنها عمر بن خطاب و ابو سلمه بود ، و اين پيش از آمدن رسول اللّه ( ص ) بود چون سالم از آنها بيشتر قرائت قرآن كرده بود ، « 3 » و چون مسلمانان شهداى احد را دفن مىكردند در يك قبر يك يا دو يا سه نفر را مىگذاشتند و پيامبر به آنها مىفرمود : « هر كس كه بيش از ديگران قرآن بلد است او را مقدم بداريد » « 4 » و پيامبر بعضى از صحابه را به خاطر حسن قرائت آنها مدح مىكرد مانند ابو موسى اشعرى « 5 » و ابى بن كعب « 6 » و ابن مسعود « 7 » و تعدادى از صحابه در زمان حيات پيامبر قرآن را حفظ كرده بودند كه نامهاى بعضى از آنها در فصل سابق ذكر شد . « 8 » روش قرائت قرآن در اين دوره نشان مىدهد كه مسلمانان علاقه شديدى بر اقتان و
هامش
( 1 ) از اخلاق قراء اين بود كه براى تعليم قرآن چيزى را اخذ نمىكردند . ابن سعد مىگويد : ( مجلد 6 ، ص 173 و بنگريد به ذهبى : معرفة القراء ، ج 1 ، ص 47 ) كه ابو عبد الرحمن السلمى ( متوفى 73 هجرى ) به خانه آمد و ظرف خرما و ميوه ديد ، به او گفتند كه اينها را عمرو بن حريث فرستاده چون تو به فرزندش قرآن ياد داده‌اى ، او گفت : اينها را به خودش برگردانيد ، ما براى كتاب خدا پاداش نمىگيريم : و از حمزه زيات نقل شده كه يك نفر از مشاهير حلوان نزد او قرآن ختم كرده بود و لذا براى او هزار درهم پول فرستاد ، او به فرزندان آن شخص گفت : من خيال مىكردم كه تو عقل دارى ، آيا براى قرآن پاداش بگيرم ؟ من براى اين كار اميد بهشت دارم . بنگريد به ذهبى : معرفة القراء ، ج 1 ، ص 94 . ( 2 ) الوسيله ، برگ 6 أ . ( 3 ) ابن سعد : مجلد 3 ، ص 85 و بنگريد به : ذهبى : سير اعلام النبلاء ، ج 1 ، ص 121 - 122 . ( 4 ) ابو عبيد : فضائل القرآن ، لوح 7 درباره مقدم داشتن قارى قرآن نيز بنگريد به : ابن سعد : مجلد 7 ، ص 235 . ( 5 ) بنگريد به : ابن سعد : مجلد 4 ، ص 107 و 109 . ( 6 ) همان مصدر ، مجلد 3 ، ص 499 . ( 7 ) بخارى : ج 6 ، ص 229 . ( 8 ) بنگريد به : فصل دوم ، مبحث دوم و علاوه مصادرى كه آنجا آورديم ، بنگريد به : ( ابو عبيد : فضائل القرآن ، لوح 53 و البنا الساعاتى : ج 18 ، ص 22 و ابن نديم : ص 27 و ذهبى : معرفة القراء ، ج 1 ، ص 39 و سير اعلام النبلاء از همو ، ج 1 ، ص 242 و ج 2 ، ص 445 وطاش كبرى زاده : ج 1 ، ص 348 ، محمد بخيث المطيعى : ص 3 - 4 .