از حروف ششگانه حلق : همزه ، هاء ، حاء ، عين ، خاء ، و غين باشد تا بر اظهار نون دلالت كند ، ولى اگر پس از تنوين در هر سه حالت رفع و نصب و جر باقى حروف معجم بيايد ، دو نقطه حركت و تنوين پشت سر هم و يكى بعد از ديگرى گذارده مىشود تا به ادغام و يا اخفاء كه بر نون عارض مىشود ، دلالت كند . و دانى گفته است كه پيشينيان كه نقطه گذارى را ابداع و ابتدا كردهاند ، بر اين روش اجماع دارند و نسلهاى بعدى هم همين كار را انجام دادهاند . « 1 »
در روايتى كه كار ابو الاسود دئلى را نقل مىكند ، اشارهاى به كيفيت گذاشتن دو نقطه تنوين نشده است و با وجود اينكه دانى مطلب پيش را گفته است ، از دقت نظر در بعضى از مصاحف كه با نقطههاى دايره نقطه گذارى شده چنين به دست مىآيد كه در اين مصحفها از قاعده مذكور درباره كيفيت گذاردن دو نقطه تركيبى و يا پشت سر هم پيروى نشده است و اين حالت در بقيه مصحفى كه در دار الكتب المصريه نگهدارى مىشود آشكار است ( به شماره 115 مصاحف ) ، مثلا در سخن خداوند
غَنِيًّا أَوْ فَقِيراً فَاللَّهُ أَوْلى بِهِما
( نساء 4 / 135 ) دو نقطه تركيبى مىبينيم كه يكى روى ديگرى است ، با اينكه حرف بعد از تنوين اول حرف حلق است و حرف بعد از تنوين دوم حرف حلق نيست ، و نيز در سخن خداوند :
وَ كانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ
( نساء 4 / 158 ) دو نقطه پشت سر هم در كلمهاولى و تركيبى در كلمه دومى مىبينيم ، و در سخن خداوند
فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا
( مائده 5 / 6 ) در كلمهء اولى پشت سر هم و در دو كلمه آخرى تركيبى است .
همچنين خروج از قاعدهاى كه دانى ذكر كرده در مجموعهاى از اوراق يك مصحف قديمى كه موريتز آورده « 2 » نيز ملاحظه مىشود ، و از مجموع مثالهايى كه ديديم چنان به دست مىآيد كه دو نقطه در حالت نصب غالبا به صورت تركيبى و در كنار الف گذارده مىشود ، ولى در حالت رفع و جر غالبا پشت سر هم است . نمىدانم از استقراى تعداد بسيارى از نمونه مصحفهايى كه نقطههاى دايرهاى دارند چه نتيجهاى حاصل خواهد شد ؟ به
هامش
( 1 ) همان مصدر ، ص 68 - 72 .
( 2 ) لوح 19 - 30 اين مطلب در دو صفحه از يك مصحف قديمى كه در تركيه است نيز آشكار مىشود ( بنگريد به : دكتر المنجد : شكل 28 ، و 29 ، ص 58 و 60 ) .