4 . علامت الف وصل
الف وصل يا همزه وصل از چيزهايى است كه فقط در حالى كه در ابتدا قرار گيرد تلفظ مىشود ولى در درج كلام ساقط مىشود . و لذا به يك علامت ديگرى غير از علامت همزه كه طرفداران اثبات همزه آن را همه جا به كار مىبرند ، احتياج پيدا شد . متقدمان اهل مغرب آن را به صورت كشيده نازكى همانند كشيدهاى كه براى سكون بود قرار دادند همان گونه كه دانى مىگويد ، « 1 » و به صورت فتحه قرار دادند همان گونه كه ابن وثيق مىگويد . « 2 » محل اين كشيده بالاى الف است اگر ما قبل آن مفتوح باشد و زير الف است اگر ما قبل آن مكسور باشد . و اگر ما قبل الف مضموم باشد علامت را در وسط الف قرار مىدهند تا دلالت به انضمام آن به ما قبل باشد ، « 3 » و اهل نقطه اين علامت را ( صله ) مىنامند ، زيرا كلامى را كه قبل از الف است به بعد آن متصل مىكند و هر دو به هم پيوند مىخورند و الف در تلفظ انداخته مىشود . « 4 »
ولى اهل مشرق در اين مورد با اهل مغرب مخالف هستند . آنها صله الف وصل را به صورت دال مقلوب همان گونه كه در كتابها روى كلام زائد گذاشته مىشود ، مىدانند و اين دلالت بر سقوط و زيادت آن مىكند ، و همچنين اهل مشرق اين علامت را در حال مكسور بودن هم همواره بر سر الف مىگذارند « 5 » .
ابن درستويه ذكر كرده كه علامت الف وصل نزد كاتبان ، صاد بدون كشيده است كه از كلمه وصل اخذ شده است . « 6 » و قلقشندى تصريح مىكند كه متأخران براى الف وصل اى بسا در مصاحف صاد نازكى را به كار بردهاند كه اشاره به وصل است و آن را هميشه بالاى حرف قرار دادهاند و حالت حركات را رعايت نكردهاند و به تلفظ اكتفا نمودهاند . « 7 » نقطه
هامش
( 1 ) بنگريد به : دانى : المحكم ، ص 86 و قلقشندى : ج 3 ، ص 170 .
( 2 ) لوح 36 .
( 3 ) بنگريد به : دانى : المحكم ، ص 84 و قلقشندى : ج 3 ، ص 170 .
( 4 ) دانى : المحكم ، ص 85 .
( 5 ) همان مصدر ، ص 86 .
( 6 ) الكتاب ، ص 56 .
( 7 ) صبح الاعشى ، ج 3 ، ص 170 .