دلالت بر همزه كند مىگذاشتند ، بخصوص اگر مصحف طبق قرائت كسانى كه همزه را روشنتر ادا مىكنند ، نوشته مىشد و در اين كار از رسم عثمانى پيروى مىشد ، ولى فراموش شده بود كه اصل در علامت همزه همان الف است ، و نيز فراموش شده بود كه مصاحف عثمانى در حجاز با لهجه كسانى نوشته شده كه همزه را تسهيل مىكنند مگر اينكه در اول كلمه واقع شود . ولى علاقه شديد مردم به تمسك به چيزى كه صحابه بر آن اجماع كردهاند ، يعنى همان رسم عثمانى ، آنها را وادار مىكرد كه به صورتهاى كلمات به همان گونه كه در مصحف آمده است محافظت نمايند ، و مىدانيم كه كلمات مهموز مطابق با تسهيل نوشته شده بود ، يعنى اينكه همزه تلفظ مىشد ولى به صورت واو و ياء و الف نوشته مىشد ، و چون صورتهاى هجايى كلمات مهوز را كه در رسم عثمانى وارد شد ، استعمال مىكردند ، رسم را به حال خود مىگذاشتند و به تعليم با حروفى كه در جاى همزه واقع مىشوند اكتفا مىكردند و بالاى آن علامتى مىگذاشتند و اين علامت در آغاز فقط يك نقطه بود سپس توسط خليل بن احمد به صورت سر حرف عين درآمد ، ولى نسخه برداران و نقطهگذاران مصاحف تا مدتى آن را به كار نمىگرفتند و اين حالت تركيبى در نشان دادن همزه تا امروز ادامه يافته و علامت قديم آن كه همان الف است به دست فراموشى سپرده شده است .
ابو عمرو دانى از كيفيت نقطهگذارى همزه و دو همزه در يك كلمه يا دو كلمه سخن گفته و روشهاى نقطهگذاران را در اين باره بر حسب اختلاف الفاظ تلاوت در سه فصل و كتاب « المحكم » خود آورده است « 1 » . ولى مهم در موضوع نقطهگذارى همزه تعيين محل نقطه در الف و واو و ياء است . پيشوايان قرائت و رسم و علماى عربى اتفاق نظر دارند كه محل همزه در كلمه با حرف عين امتحان مىشود هر كجا كه حرف عين مستقر شد همانجا جاى همزه است . « 2 » بنابراين نقطه همزه در الف رسم شده در خط پيش از آن است و اين در صورتى است كه همزه بر الف مقدم باشد و با فتحه بلندى تلفظ شود ، مانند : ( ءامن ) و همزه
هامش
( 1 ) از صفحه 90 تا 118 .
( 2 ) دانى : المحكم ، ص 146 و بنگريد به كتاب : النقط از او ، ص 143 و المبرد : ج 1 ، ص 141 و ابن ابى داود : ص 145 و عقيلى : لوح 26 و ابن وثيق : لوح 34 .