الف نوشته مىشد ) و لذا مسلمانان شهرهاى مختلف وقتى مصاحف عثمانى را قرائت كردند ، در مورد اثبات يا ترك همزه مطابق با رواياتى كه از شيوخ خود شنيده بودند ، عمل مىكردند و توجهى نداشتند كه همزه فقط در اوايل كلمات به صورت الف نوشته مىشود .
و كسانى كه همزه با اثبات كردند ، مطابق روايتى كه در قرائت داشتند عمل مىكردند ، در حالى كه همزه با لهجه كسانى كه درباره همزه آسان گيرى مىكردند ، در مصحف به صورت واو و ياء و الف نوشته مىشد و از اينجا بود كه مىبايست الفها و واوها و ياءهايى كه در مصحف با همزه نوشته مىشدند از آنهايى كه بدون همزه بودند شناخته شوند تا مردم دچار اشتباه نشوند .
در ميان نقطههاى دايرهاى كه ابو الاسود آنها را علامتهايى براى حركات قرار داده بود علامتى كه به همزه دلالت كند وجود نداشت و شايد بدان جهت بود كه در آن زمان مشكل همزه به صورتى نبود كه جلب توجه كند و احتياج به چاره جويى داشته باشد ، ولى در تاريخ اشارههايى وجود دارد مبنى بر اينكه قرن اول هجرى سپرى نشد مگر اينكه نقطهگذاران مصاحف علامتى را براى اشاره به جاى همزه در سه حرف الف و واو و ياء به كار گرفتند .
آنها براى اين كار دايرهاى را مانند دايرههاى حركات با رنگ قرمز و يا زرد مطابق با سليقه هاى نقطهگذارى از عراق و غير آن تعيين كردند . دانى گفته است كه مصحفى را ديده كه در سال 110 هجرى نوشته شده و در آن همزهها به صورت نقطههايى قرمز رنگ بوده « 1 » و نيز به اين مطلب اشاره كرده كه روش اهل مدينه اين است كه نقطه همزه را به رنگ زرد مىگذارند ، و از قالون ( عيسى بن مينا راوى نافع و متوفى 220 ه ) نقل مىكند كه او گفته است : « 2 » « در مصاحف اهل مدينه هر حرفى كه نقطه زرد داشته باشد مهموز است . » ولى پيشينيان اهل عراق با پيشينيان اهل مدينه مخالفت كردند و آن را مانند حركات با رنگ قرمز نوشتند . دانى معتقد است كه روش اهل مدينه كه نقطه همزه را با رنگ زرد مىنويسند تا ميان آن و حركتها تفاوت باشد ، روش بهترى است و همان مورد عمل است « 3 » و نيز دانى
هامش
( 1 ) المحكم ، ص 87 .
( 2 ) همان مصدر ، ص 148 .
( 3 ) همان مصدر ، ص 147 .