اينكه مورد عمل است ، محل تأمل مىباشد ، زيرا كه الف نوشته شده ، علامت همزه باشد بهتر از اين است كه علامت فتحه بلند باشد . اثر اختلاف علماى رسم و نقطهگذارى در كلمهاى مثل ( آمن ) در آنجا ظاهر مىشود كه همزه استفهام بر همزهاى كه فتحه كوتاه يا بلند دارد ، داخل شود ، مانند ( ءأنذرتهم و ءأنتم و ءألد ) و مانند : ( ءامنتم و ءالهتنا ) كه در اين گونه حالتها در الف نوشته شده اختلاف شده است كه آيا اين الف علامت همزه اولى يا دومى است ، و اين اختلاف ، در نقطهگذارى اين كلمات تأثير مىگذارد ، تا عقيده نقطهگذار درباره الف نوشته شده چه باشد . و فتحه بلند در دو مثال اخير به صورت الف و به رنگ قرمز پس از نقطهگذارى دو همزه قبلى نوشته مىشود . « 1 »
دانشمندان رسم و علوم عربى درباره اينكه كدام طرف از لام و الف ( لا ) الف و كدام طرف لام است اختلاف كردهاند خليل بن احمد و عموم اهل نقطه از متقدمان و متأخران معتقدند كه طرف اول الف و طرف دوم لام است و دليل آنها اين است كه لام الف لامى است كه به آن الفى اضافه شده به اين صورت ( لا ) مانند ( يا و ما ) ولى ذوق كاتبان آن را نپسنديده و آن را تغيير دادهاند و رسم آن را با تاب دادن دو طرف زيبا كردند و دو طرف را به يكديگر ضميمه نمودند به صورت ( لا ) در آمد . « 2 » ولى اخفش ( سعيد بن مسعدة ) به عكس اين مطلب معتقد است . به عقيده او طرف اول لام و طرف دوم همزه است . او چنين استدلال مىكند كه آنچه از حروف كلمه ، جلوتر تلفظ مىشود ، همان است كه در كتابت در اول نوشته شده و آنچه كه در آخر تلفظ مىشود و در آخر نوشته شده است « 3 » شك نيست كه عقيده خليل و پيروان او درست است ، ولى نه از اين جهت كه آنها دو حرف تاب خورده هستند ، بلكه براى اينكه ريشه نبطى اين شكل اقتضا مىكند كه طرف اول الف و طرف دوم لام باشد « 4 » و از همين جاست كه نقطه همزه در اين شكل روى طرف اول با رنگ زرد و حركت آن با رنگ قرمز است كه بالا يا پايين يا وسط آن گذاشته مىشود . « 5 »
هامش
( 1 ) همان مصدر ، ص 197 - 198 .
( 2 ) همان مصدر ، ص 197 - 198 .
( 3 ) همان مصدر ، ص 198 - 199 .
( 4 ) بنگريد به : فصل چهارم همين كتاب .
( 5 ) دانى : المحكم : ص 200 .