شده كه سه نقطه را روى دندانههاى شين تقسيم كرده و در يك خط نوشتهاند . آن را در برگى از يك مصحف در ضمن مجموعهء ( الوثائق الامويه ) « 1 » مىبينيم . همچنين آن را در كلمه ( شاة ) در برده اهنس مىيابيم ، و شايد قرار دادن سه نقطهء شين در يك خط مستقيم ، همان شكل اصلى و قديمى آن باشد و شكل مثلث در دورههاى بعدى بوده است ، همان گونه كه در كتاب غريب الحديث خطى تأليف ابو عبيد كه در سال 311 ه نوشته شده و مصحف ابن بواب كه در سال 391 ه نوشته شده ، مىبينيم ، و شايد شكل مثلث با تطور خط بيشتر مناسب باشد چون به نرمى نزديكتر است ، همان گونه كه در كتاب و مصحف ديده مىشود و اين روش همان نمونه شايع نقطههاى شين است .
ثانيا : اعجام غير خالص
نوع دوم از انواع زيادتى كه به حروف ملحق مىشود تا آن را از اشتباه به حروف ديگر حفظ كند ، « رقم » است « 2 » و آن در نتيجه شدت علاقه دانشمندان عربى و ناسخان مصاحف و كتب به پرهيز از وقوع و خطا ، به وجود آمده است . هر حرفى كه مشابه آن نقطه گذارى شده است ، مانند حاء ، راء ، سين ، صاد ، طاء و عين ، علامتى بر آن گذاشته مىشود تا بيشتر واضح گردد ، ولى در علامتهاى رقم اختلاف زيادى وجود دارد و نويسندگان نامهها هيچ يك از آنها را به كار نمىبرند و به نقطه گذارى از حروف مشابه اكتفا مىكنند . « 3 » ولى در مواردى كه احتياج به دقت در ضبط الفاظ باشد ، ناسخان آن را به كار مىبرند . ابن درستويه اين دو روش را بهترين صورت تصوير كرده مىگويد : « 4 » « بدان كه بعضى از كاتبان هر يك از دو حرف مشابه را نقطه گذارى مىكنند و هيچ كدام را مهمل نمىگذارند و به زير راء و سين و
هامش
( 1 ) همان ، مصدر ، شكل 47 ، ص 92 .
( 2 ) ابن منظور در لسان العرب مىگويد : ( ج 15 ، ص 139 ، ماده رقم ) « رقم و ترقيم ، نقطه گذارى نوشته است و گفته مىشود : رقم الكتاب رقما يعنى آن را اعجام كرد و بيان نمود و « كتاب مرقوم » نوشتهاى كه حروف آن با علامتهايى نقطه گذارى شده است .
( 3 ) سهل انگارى آنها در اين حد هم متوقف نمىشود بلكه آنها باكى ندارند از اينكه نقطه گذارى حروفى را كه همه آنها را نقطه مىگذارند ، ترك كنند البته اين در حالتى است كه اشتباهى در بين نباشد . ابن درستويه مىگويد : ( ص 53 ) « اگر بعضى از حروف استعمال شود به گونهاى كه موجب اشتباه نشود و قبل و بعد به آن دلالت كند ، در روش نويسندگان نامهها ، مهمل گذاشتن آن بهتر است ولى اثبات نقطه نزد اصحاب نحو و جملات غريب و شعر نكوتر و زيباتر است »
( 4 ) كتاب الكتاب ، ص 52 .