بالاى آن گذاشته مىشود كه آن را از لام جدا مىكند . قلقشندى مىگويد : « 1 » « كاف نقطه ندارد جز اينكه اگر كشيدهاى داشته باشد با آن شناخته مىشود و اگر خالى از كشيده باشد كافى كوچكى بر آن رسم مىشود تا به لام شبيه نباشد . » با گذشت زمان بعضيها گمان كردهاند كه آنچه روى كاف گذاشته مىشود همزه است « 2 » در حالى كه آن چيزى جز صورت كاف نيست ولى كوچك است و به سر حرف عين كه علامت همزه است شباهت دارد ، و شايد بتوانيم تاريخ حدوث اين علامت در كاف و احتياج به « رقم » آن را به دست آوريم . در نسخهء خطى غريب الحديث كه در سال 311 هجرى نوشته شده ، كاف به شكل مشخصى نوشته شده كه شباهتى به لام ندارد و هيچ علامتى هم بر آن گذاشته نشده در حالى كه در مصحف ابن بواب كه در سال 391 هجرى نوشته شده ، شكل كاف خيلى شبيه شكل لام شده و در داخل آن كاف كوچكى كه شبيه سر حرف عين و يا همزه است قرار دارد . مىتوان حدس زد كه اين تحول در قرن چهارم هجرى رخ داده است . « 3 »
گاهى اين پرسش مطرح مىشود كه معيار اينكه نقطه روى حرف يا زير حرف قرار بگيرد و يا معيار در تعداد نقطههاى يك حرف چيست ؟ دانى گفته كه بعضى از دانشمندان را ديده است كه نقطه گذارى را تحليل كردهاند ، آنگاه اين تحليل را نقل نموده است . به نظر مىرسد آنچه دانى نقل كرده كه تعداد نقطههاى حرف متوقف بر تعداد حروفى است كه در يك علامت مشترك باشند ، درست است ، چون باء و نون و تاء و ياء و ثاء در يك علامت مشترك هستند و نقطهها و محل نقطهها در آنها متعدد است ، به گونهاى كه از همديگر متمايز مىشوند ، همچنين در دال و ذال به يك نقطه اكتفا شده تا دال از ذل متمايز باشد و همين طور . . . « 4 »
دانى تحليل مربوط به محل نقطهها در حروف را هم نقل كرده كه گويا به حساب تلفظ نام آن حرف است ، به اين صورت كه اگر اول نام حرف مفتوح باشد ، نقطه روى حرف
هامش
( 1 ) صبح الاعشى ، ج 3 ، ص 159 .
( 2 ) تدريب الراوى ، ج 2 ، ص 72 .
( 3 ) كاف در خط مغربى صورت قديمى خود را حفظ كرده و از گذاشتن علامت بىنياز است همان گونه كه در بعضى از مصاحف چاپى مغرب ديده مىشود .
( 4 ) بنگريد به : المحكم ، ص 37 .