صاد و طاء و عين نقطهاى قرار مىدهند چون نقطههاى حروف مشابه آنها در بالا قرار دارد ، ولى بيشتر ، بر خلاف اين روش عمل مىشود . » و در جاى ديگرى در اين باره مىگويد : « 1 » « بعضى از حروف احتياج به نقطه ندارد ، خواه با حرف ديگر با هم باشد يا تنها باشد ، چون مشابه آنها نقطه گذارى شده ، و آنها هفت حرف هستند : حاء ، دال ، راء ، سين ، صاد ، طاء ، عين . و در اين حروف اختلاف وجود دارد ، بعضى از كاتبان ، نقطههايى مخالف با حروف مشابه نقطه گذارى شده و علامتهايى غير از نقطه بر آنها مىگذارند و آنها اهل نحو و شعر و جملات غريب هستند . آنها با اين كار قصد احتياط دارند ، ولى اين احتياط موردى ندارد ، چون مشابه آنها با نقطههايى كه دارند از آنها جدا مىشوند . ولى در روش نويسندگان نامهها ، نقطه گذارى آنها جايز نيست ، غير از حرف سين كه در آن اكتفا به يك خطى مىكنند و روى آن علامتى مىگذارند و گروهى اين علامت را نمىپسندند چون در اين حالت خط جايگزين سين نقطههاى شين را پيدا مىكند » .
ابن درستويه در اينجا اين هفت حرف را ذكر كرده و گفته است كه روى آنها يا نقطههايى مخالف با نقطههاى حروف مشابه و يا علامتهايى گذاشته مىشود ، و از اين علامتها جز علامتى را كه بر حرف سين گذاشته مىشود ، ذكر نكرده است . ولى به نظر مىرسد كه ناسخان به عنوان تفنن از انواع اين علامتها استفاده مىكنند تا جايى كه نووى ( متوفى 676 ه ) پنج علامت از آنها را ذكر كرده و گفته است : « 2 » « سزاوار است كه حروف مهمله نيز ضبط شود . گفته شده كه زير دال و راء و سين و صاد و طاء و عين نقطههايى كه بر بالاى مشابه آنهاست گذاشته مىشود ، و گفته شده علامتى مانند ناخن گرفته شده كه به پشت خوابيده باشد گذاشته ، مىشود ، و گفته شده حرف كوچكى مانند همان حرف گذاشته مىشود ، و در بعضى از كتابهاى قديمى بالاى آن حرف خط كوچكى نوشته مىشود و در بعضى ديگر از كتابها زير حرف همزه گذاشته مىشود . »
بعضى از اين علامتها را در مصحف ابن بواب كه در سال 391 هجرى نوشته است ، مىبينيم . زيرا حاء و صاد و عين در غالب موارد حرف كوچكى مانند آنها گذاشته شده و بر
هامش
( 1 ) همان مصدر ، ص 53 .
( 2 ) سيوطى : تدريب الراوى ، ج 2 ، ص 72 - 71 .