در سطر چهارم مىبينيم كه فاء يك نقطه در بالا دارد و اگر قاف هم در اين نقش وارد مىشد انتظار داشتيم كه مطابق با گفته خليل ، يك نقطه در زير داشته باشد ، ولى به نظر مىرسد كه اين روش در اعجام فاء و قاف پايدار نماند ، چون دانى در سخن سابق خليل نقل كرده كه كسانى قاف را با دو نقطه در بالاى آن نقطهگذارى مىكنند و اعجام فاء و قاف مانند اعجام نون و تاء است ، و شايد روش ديگر در نقطه گذارى فاء و قاف پس از عصر خليل به وجود آمده است و آن برعكس روش قديمى است به اين صورت كه فاء يك نقطه در زير و قاف يك نقطه در بالا دارد همانگونه كه امروز اين روش را در خط مغربى در مصاحف و غير مصاحف ملاحظه مىكنيم . ولى در مشرق به نظر مىرسد كه روش قديمى از همان آغاز از بين رفته و به جاى آن اين روش حاكم شده كه فاء يك نقطه در بالا و قاف دو نقطه در بالا دارد « 1 » و آن همان روشى است كه امروز ما آن را به كار مىگيريم .
و اما نقطهگذارى سين در پايين آن و مهمل گذاشتن نقطه كاف ، مربوط به نوع دوم از زيادت مىباشد كه با آن ميان حروف مشتبه فرق گذاشته مىشود و آن همان چيزى است كه ابن درستويه آن را « رقم » ناميد و به زودى دربارهء آن بحث خواهيم كرد در اينجا پديدهاى را كه مربوط به اعجام حروف در مصاحف قديمى است بررسى مىكنيم و آن استعمال خطوط كوچك به جاى نقطههاى گرد در اعجام حروف است . علامتهايى كه بر حروف گذاشته مىشود تا آن را به يك صداى معين مخصوص كند ، يا به صورت نقطههاى گرد كوچك است كه با خط كتابت متناسب است و از نقطههاى اعراب كه با رنگ مخالف نوشته مىشود ، كوچكتر است و يا خطوط كوتاهى است كه به جاى نقطههاى گرد گذاشته مىشود . « 2 » امروز اعجام حروف با خط ، عجيب به نظر مىرسد ولى در بسيارى از نمونههاى مصاحف قديمى كه با خط كوفى قديم نوشته شده ، ديده مىشود . « 3 »
هامش
( 1 ) بنگريد به : حفنى ناصف : ص 72 و هوداس : ص 194 .
( 2 ) قلقشندى در ج 3 ، ص 155 كتاب خود ذكر كرده كه ابن مقله گفته است : « براى نقطه دو صورت است : يكى شكل مربع و ديگرى شكل دايرهاى . » معلوم نيست كه آيا منظور ابن مقله از شكل مربع نقطه گذارى به روش خطوط است يا نه ؟
( 3 ) بنگريد به : ناصر نقشبندى : المصاحف الكريمة فى صدر الاسلام ، ص 33 .