سين و راء علامت كوچكى قرار داده شده كه شبيه ناخن گرفته شده و يا هلال كوچك است كه سر آن به طرف بالاست . « 1 » يك نسخهء خطى نادر از كتاب غريب الحديث ابو عبيد قاسم بن سلام ( متوفى 224 ه ) در كتابخانه جامع الازهر وجود دارد كه در سال 311 هجرى نوشته شده و در آن آشكارا از اين علامتها كه ابن درستويه و نووى از آنها ياد كردهاند ، استفاده شده است . « 2 » چون روى راء و سين علامتى شبيه عدد 7 و زير حاء و عين علامتى شبيه حرف دال ( د ) و زير هاء آخر كلمه و طاء و دال يك نقطه و زير صاد دايرهء كوچك تو خالى گذاشته شده است .
شايد بررسى مخطوطات قديمى از روشهاى ديگرى كه نووى ذكر كرده نيز كشف كند و يا حتى روشهاى ديگرى در نگارش رقم براى اين حروف نشان دهد . « 3 » ولى به نظر مىرسد كه به كارگيرى اين علامتها در قرون متأخر كم شده و يا حتى به كلى از بين رفته است تا جايى كه ما نشانهاى از اين علامتها را در هيچ يك از نمونههاى مصاحفى كه مورتيز آورده و به قرن پنجم به بعد مربوط مىشود ، نمىبينيم . و شايد همين التزام به نقطه گذارى يكى از دو حرف مشابه و مهمل گذاشتن ديگرى در پرهيز از خطا كافى باشد و در عين حال كتابت هم به سبب كثرت علامتهاى مخصوص حروف و علامتهاى حركات شلوغ نمىشود ، همان گونه كه در نسخهء خطى كتاب غريب الحديث مشاهده مىكنيم ، و همين موضوع باعث شد كه به مرور زمان پديدهء « رقم » در كتابت عربى از بين رفته است .
دربارهء كاف بايد بگوييم كه اين حرف در خط عربى قديم شكل مستقلى داشت كه هيچ حرفى شبيه آن نبود . و در سخن خليل گذشت كه كاف را نقطه نگذاشتند چون حجم آن كوچكتر از دال و ذال بود . البته صورت آن در خط كوفى قديم نزديك به دال و ذال بوده است ، ولى تطور خط عربى باعث شده كه شكل حرف كاف به شكل حرف لام شبيه باشد و اين اقتضا كرده كه علامتى روى كاف گذاشته شود و آن علامت عبارت است از كاف كوچكى كه روى كاف آخر كلمه گذاشته مىشود و در كاف وسطى كشيدهاى در
هامش
( 1 ) بنگريد به : سهيله جبورى : ص 83 .
( 2 ) نمونهء آن را در مجموعه موريتز ، لوح 119 و 120 ملاحظه فرماييد .
( 3 ) بنگريد به : سيوطى : تدريب الراوى ، ج 2 ، ص 72 .