ياء ، باء ، نون ، فاء ، قاف ، در بعضى از روشها .
حرفى كه دو نقطه بر آن گذاشته مىشود براى آن است كه شبيه آن را يك نقطه گذاشتهاند ؛ مانند : نون ، تاء ، فاء ، قاف ، باء ، ياء .
حروفى كه بر آن سه نقطه گذاشته مىشود براى آن است كه دو شبيه دارد كه يكى را يك نقطه و ديگرى را دو نقطه گذاشتهاند ، مانند : تاء ، ثاء ، نون . و اما حرف شين را هم سه نقطه گذاشتند چون سه دندانه دارد و در بعضى روشها يك نقطه بر آن گذاشته مىشود و شبيه آن را يك نقطه در زير مىگذارند و اين كار را كسى انجام مىدهد كه از حروف غفلت ندارد .
حرفى كه در زير آن نقطه گذارى مىشود براى آن است كه شبيه آن را از بالا نقطه گذارى كرده ، مانند : ياء ، تاء ، جيم ، خاء ، باء ، نون .
اين سه روايت نيازى به تعليق و شرح ندارد چون آنها با روشنترين صورتى نقطه گذارى حروف عربى را بيان كردهاند ، ولى نبايد بدون بعضى از ملاحظات از كنار آن عبور كرد . مهمترين آن ملاحظات در كيفيت نقطه گذارى فاء و قاف و مهمل گذاشتن كاف است و نيز اشاره ابن درستويه به نقطه سين در زير آن است در روش كسانى كه از حروف غفلت ندارند .
دربارهء نقطه قاف در روايت دانى از خليل آمده است : « فاء اگر وصل شود ، يك نقطه بالاى آن گذاشته مىشود . . . و قاف اگر وصل شود ، يك نقطه زير آن گذاشته مىشود ، و بعضيها دو نقطه بالاى آن مىگذارند . » اين سخن در وهلهء اول عجيب به نظر مىرسد ، چون مشهور اين است كه نقطه قاف وفاء به همان نحو است كه دانى گفته : « اهل مشرق يك نقطه بالاى فاء و دو نقطه بالاى قاف مىگذارند و اهل مغرب يك نقطه زير فاء و يك نقطه بالاى قاف مىگذارند . » « 1 » و اين عكس سخن خليل است . به نظر مىرسد كه سخن خليل بيانگر اصل در كيفيت نقطه گذارى قاف و فاء تا عصر اوست . در آن زمان شايع اين بوده كه فاء يك نقطه بالاى آن و قاف يك نقطه زير آن داشته و اينكه خليل گفته : بعضى از مردم دو نقطه روى قاف مىگذارند دليل بر عدم شهرت آن است ، ولى آنچه او گفته فراموش
هامش
( 1 ) المحكم ، ص 37 و بنگريد به : ابو الحجاج بلوى : ج 1 ، ص 174 .