تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
كرديم ، شايسته است كه به روايات و اسناد روى آوريم تا ببينيم كتابت عربى چگونه در تشخيص حروف مشابه بر اين نظام استوار شد - نظامى كه تاكنون ادامه داشته است - و اينكه نسخه برداران مصاحف در آغاز چگونه آن را به كار گرفتند تا كار به اين نظام كامل موجود در كتابت عربى منجر شد به گونه‌اى كه هر حرف صامتى علامت مخصوصى پيدا كرد و آن هدف هر كتابتى در هر عصرى مىباشد . دانشمندان پيشين گاهى اصطلاح « نقط » را به كار برده‌اند كه در اصل بر حركات وضع شده توسط ابو الاسود دلالت مىكند . آنها اين اصطلاح را در نقطه‌هايى كه براى تشخيص حروف مشابه به كار مىرود نيز استعمال مىكنند ولى از اين پديده بيشتر با اصطلاح « اعجام » ياء مىشود . « 1 » و دانى آن را چنين معرفى كرده : « نقطه گذارى نزد عربها اعجام حروف در كناره‌هاى آن است » « 2 » و نيز گفته است : « 3 » « نقطه گذارى جهت فرق گذاشتن حروف مشتبه به كار مىرود و نه چيز ديگر ، و اگر اين اشتباه نبود هرگز نيازى به نقطه گذارى نبود و استعمال نمىشد . » و ابن درستويه درباره نقطه چنين گفته است : « 4 » « نقطه زيادتى است كه بر حرف عارض مىشود تا ميان آن و حرف ديگرى فرق گذاشته شود ، همان گونه كه گاهى يك حرف بر يك كلمه اضافه مىشود تا ميان آن كلمه و كلمهء مشابه فرق باشد و لذا حروفى را كه مشابه ندارند نقطه گذارى نكرده‌اند مانند : الف و لام و واو و هاء و كاف ، چون نداشتن مشابه آنها را از نقطه گذارى بىنياز كرده است » . ابن درستويه زيادتى را كه به حرف ملحق مىشود تا ميان آن حرف مشابه تشخيص داده شود ، بر دو قسم كرده : اول نقطه ، دوم رقم . و اين دو اصطلاح را چنين توضيح داده است : نقطه بر دو قسم است : يكى نقطه خالص ، مانند نقطهء باء و تاء و ثاء و ياء و نون ، و ديگرى علامتى كه به منزلهء نقطه است ، مانند علامتى كه بر حاء و راء وسين و صاد و عين گذاشته مىشود ( و آن را رقم مىگويند ) ، و هر كدام از نقطه و رقم گاهى بالاى حرف و گاهى زير حرف گذاشته مىشود . » نوع دوم از زيادت بر حروف ، امروز تقريبا در كتابت
هامش
( 1 ) درباره معناى اعجام به مطالب پيشين مراجعه نماييد . ( 2 ) المحكم ، ص 35 . ( 3 ) همان مصدر . ( 4 ) كتاب الكتاب ، ص 51 .