ولى در حال امن از اشتباه ترك آنها بهتر است ، بخصوص اگر مخاطب نوشته اهل باشد . . . . » « 1 »
اين پديده مشكل بحث از آغاز اعجام در كتابت عربى را دشوارتر مىسازد و باعث مىگردد كه در كليت اين قضيه كه پيش از اسلام اعجام نبوده است ، ترديد كنيم ، و اين به خاطر وجود نوشتههاى متعددى است كه به دست آمده و مربوط به اين دوره است ، بخصوص اينكه همهء آنها سنگ نوشتهها هستند و چند سطر بيش نيستند . تاكنون نوشتهاى بر پوست يا برده كه مربوط به دورهء جاهليت باشد به دست نيامده است « شايد نبودن نقطه در اين سنگ نوشتهها به دليل اطمينان كاتب از تصحيف و اشتباه در قرائت بوده است چون آنها مشتمل بر نام اشخاص و سال كتابت و چند كلمهاى است كه شناختن آنها آسان است . » « 2 » اين حكم البته به درجهء كمترى بر نوشتههاى پس از اسلام هم شامل مىشود ولى اخبار متواتر و اسناد خطى دلالت مىكند كه مصاحف عثمانى خالى از نقطهگذارى اعجام و علامتهاى حركات بوده و اين دليلى ندارد جز اينكه كتابت عربى در آن زمان اين چيزها را نمىشناخته است يا به آن حد شناخته شده مورد استعمال نبوده كه در يك متن مكتوب از آن استفاده شود و اين تنها يك احتمال است . علت خالى بودن اين مصاحف از علامتها را نمىتوان وسعت در لهجهها و قرائتها دانست . و چون روايات تاريخى دورهء خلافت عبد الملك و ولايت حجاج بر عراق را نخستين دورهء استخدام نقطهگذارى اعجام در كتابت عربى معرفى مىكند ، اسناد سه گانه ياد شده كه مربوط به قبل از اين دوره است و در آنها نقطههايى ديده مىشود ، نمىتواند به تنهايى دليل بر قديمى بودن اين پديده باشد .
با همهء اين احوال هيچ كس نمىداند كه در آينده چه روايات و اخبار و يا متنهاى نوشتارى بر پوست و يا معدن و يا صخره پيدا خواهد شد و يكى از احتمالات گذشته را تأييد خواهد كرد و اين كار را به عامر بن جدره و يا نصر بن عاصم و يحيى بن يعمر در خلافت عبد الملك نسبت خواهد داد و يا اين احتمال را تقويت خواهد كرد كه اين پديده در تاريخ برده اهنس ، يعنى سال 22 هجرى و يا حتى پيش از آن وجود داشته است .
و چون در تعيين تاريخ پيدايش اعجام حروف در كتابت عربى در اين حدّ توقف
هامش
( 1 ) مفتاح السعاده ، ج 1 ، ص 81 و حاجى خليفه : مجلد 1 ، ستون 713 - 712 .
( 2 ) دكتر ناصر الدين اسد : ص 40 و بنگريد به : دكتر طاهر احمد مكى : ص 66 .