خالى از نقطه گذارى است « 1 » و در بردههاى قرن اول هجرى نيز ( غير از برده اهنس ) نقطه گذارى بسيار نادر است « 2 » و در قطعههاى طلا و نقرهاى كه مربوط به اواخر قرن اول ( 88 - 80 ه ) است نقطه گذارى بسيار نادر است « 3 » .
اگر ملاحظه كنيم كه نيمهء دوم قرن اول هجرى و سالهاى آخر اين قرن شاهد روى آوردن مردم به نقطه گذارى متون مكتوب بوده ، اين دلالت مىكند كه مردم تازه با اين كار آشنا مىشدند و در نوشتههاى خود به آن تمايل نشان مىدادند ، ولى اين تمايل در سالهاى بعدى كمتر شد به طورى كه نقطه گذارى حروف در غير قرآن و كتابهاى اهل لغت كه در آن مبالغه مىكردند ، كار مطلوبى نبود . و از اينجاست كه در نوشتههاى مربوط به پس از قرن اول ترك نقطه گذارى بيشتر از نوشتههاى اواخر قرن اول بوده است . اين پديده در قرنهاى بعدى نيز استمرار يافت و اين روش چنين توجيه مىشد كه در نامههايى كه به حاكم و يا عالمى نوشته مىشد ، نقطه گذارى نوعى توهين به او و كم شمردن علم او تلقى مىشد و به اين معنا بود كه او توانايى خواندن درست حروف را بدون نقطه گذارى ندارد . ابن درستويه گفته است : « اهل نحو و شعر و مطالب غريب سزاوار است كه هر كلمهاى را از لحاظ بسط و تركيب و اعراب و نقطه مقيد سازند چون علوم آنها دشوار است و مقيد ساختن آن كار خواننده را آسان مىكند ، ولى براى نويسندگان ديوانها و نامه نگاران تخفيف دادن و ترك اعراب گذارى در مواردى كه روشن است و اشتباه نمىشود سزاوارتر است ، همان گونه كه در نقطه گذارى هم همين طور است ، اگر كلمهاى و يا حرفى مشتبه شود ، مقيد كردن آن در تمام موارد لازم است . » « 4 » ابو الخير صاحب مفتاح السعاده ( متوفى 962 ه ) از اين پديده چنين تعبير آورده است : « نقطه گذارى و اعجام در مصحف در زمان ما لازم است و در غير مصحف وقتى كه بيم از اشتباه باشد لازم است چون نقطه گذارى براى رفع اشتباه وضع شده
هامش
( 1 ) بنگريد به : 58 .Grohmann : Arabic Inscriptions , pو بنگريد به : دكتر ابراهيم جمعه : دراسة فى تطور الكتابات الكوفية ، ص 98 .
( 2 ) بنگريد به : 82 .Grohmann : form the world of arabic papyri , p( 3 ) همان مصدر .
( 4 ) كتاب الكتاب ، ص 5 و بنگريد به : سيوطى : تدريب الراوى ، ج 2 ، ص 68 .