تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
2 . اللّه و كبر كبيرا و ا 3 . لحمد للّه كثيرا و سبحن ا اينها متنهاى خطى سه گانه‌اى بود كه در آنها بعضى از حروف به صورت نقطه گذارى اعجام آمده و آنها مربوط به دوره‌اى است كه سابق بر زمانى است كه روايت تاريخى آن را تعيين مىكند . با اعتماد به تصويرهاى منتشر شدهء اين سنگ نوشته‌ها و پذيرش سخن گروهمان درباره بردهء اهنس ، مىتوانستيم بگوييم كه ظهور نقطه‌گذارى اعجام در كتابت عربى مربوط به زمانى جلوتر از زمان تعيين شده در روايت است ، يعنى به سال 22 هجرى يا جلوتر از آن يا لااقل به سال 58 هجرى كه تاريخ سنگ نوشتهء طايف است بر مىگردد . ولى اخيرا از ملاحظات يكى از پژوهشگران اطلاع يافتم كه انسان را دربارهء اين موضوع وادار به احتياط شديد مىكند و اينكه بايد در انتظار ادله بيشترى صبر كرد ، مثلا دكتر طاهر احمد مكى در اصالت نقطه‌هاى موجود در برده اهنس و نقش طايف شك كرده با اينكه آنها را نديده است . او مىگويد : « 1 » « من برده‌اى را كه گروهمان آورده نديدم و به آن اطمينان ندارم ، زيرا كه نامه‌هاى پيامبر كه حدود پانزده سال جلوتر از تاريخ اين برده نوشته شده ، نقطه‌هاى اعجام را ندارد با اينكه كاتبان تمام همّ خود را در زيبانويسى و فنى بودن آن به كار برده‌اند ، چون اين نامه‌ها از يك پيامبر به سوى پادشاهان و امراء نوشته مىشد و براى اينكه كاملا رسالت خود را انجام دهد ، سعى مىشد كه با رسم الخط كاملى و به صورت خوانا نوشته شود . همچنين مصحف عثمان هيجده سال پس از اين سند نوشته شده و در عين حال خالى از نقطه گذارى اعجام است در صورتى كه به شدت نيازمند نقطه گذارى بود و براى حفاظت از متن آن علما آن را نقطه گذارى و اعجام نمودند . بنابراين ، وجود يك سنگ نوشته كه بعضى از حروف آن نقطه گذارى شده و به دوره‌اى بر مىگردد كه متون ديگرى از آن دوره در دست داريم كه نقطه‌گذارى نشده است ، در تأسيس يك قاعده و بيان حقيقت آن كافى نيست ، شايد نقطه‌گذارى آن متن بعدها كه نقطه گذارى در كتابت متون و اسناد شايع شده انجام گرفته است » . همچنين مىتوانستيم از احتمال اضافه شدن نقطه‌هاى اعجام بگذاريم و اين متون را
هامش
( 1 ) دراسة فى مصادر الادب ، ص 64 - 63 .
رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 504 | غانم قدوري الحمد / يعقوب جعفرى