از اين برده را منتشر كرده ، « 1 » ولى در اين تصوير مشخص كردن حروف با نقطه آسان نيست .
تا آنجا كه ما ديديم تمام تصاوير منتشر شدهء اين متن در اين جهت متفق هستند كه سطر آخر آن تا اندازهاى واضح است « 2 » و در اين تصويرها ميان كلمهء ( عشرين ) و كلمهء ( ابن حديد و ) جاى خالى وجود دارد كه گروهمان آن را ( و كتب ) خوانده است و دكتر منجد با او موافق است ، با اينكه او كلمهء آخر را به جاى ( حديد و ) ( حديده ) خوانده است ، « 3 » ولى استاد ناصر نقشبندى در قرائت سطر آخر درنگ كرده و جاى خالى ميان آن دو كلمه را رها ساخته و چنين خوانده است : ( شهر جمدى الاولى من سنة اثنتين و عشرين و . . .
حديد . . . « 4 » اين درنگ قابل توجيه است ، زيرا در تمام اين تصويرهاى منتشر شده كلمهء غير واضحى وجود دارد كه گروهمان آن را ( كتب ) خوانده است و پس از كلمهء ( حديد ) آثار كلمهء ديگرى است و لذا نمىتوان به آسانى در برابر قرائت گروهمان تسليم شد ، قرائت اين كلمه اثر مهمى در تعيين تاريخ اين برده دارد ، اگر قرائت گروهمان درست باشد ، تاريخ برده مشخص مىشود ولى اگر قرائت ديگرى باشد تاريخ برده مورد ترديد قرار مىگيرد .
شگفت اينكه دكتر منجد لوح بزرگى از اين برده را آورده و گفته كه گروهمان آن را جهت توضيح تاريخ برده منتشر كرده است ، آنگاه اضافه مىكند كه : « به روشنى تاريخ برده ، سال بيست و دو به نظر مىرسد . » « 5 » هر چند كه در اين قطعه بزرگ شده ، تاريخ مذكور واضح است ، ولى قطعا آن را از بردهء مورد نظر بزرگ نكردهاند ، زيرا كه نسبت فاصله كلمات ، طبيعت كلماتى كه با سطر سابق بر آن مقابله مىكند ، در دو تصوير كاملا با يكديگر اختلاف دارند و نمىدانم كدام يك از آنها مصدر اين اشتباه است ؟ « 6 » شايد بتوان گفت كه
هامش
( 1 ) دراسات فى تاريخ الخط العربى ص 38 ، شكل 19 .
( 2 ) تصوير برده را در كتاب خانمN . Abbottلوح 4 و در پايان مقالهء آقاى ناصر نقشبندى در مجله سومر و نيز در همان كتاب گروهمان ملاحظه فرماييد .
( 3 ) دكتر منجد : ص 33 .
( 4 ) منشأ الخط العربى ، ص 139 .
( 5 ) دراسات فى تاريخ الخط العربى ، ص 39 ، شكل 20 .
( 6 ) از اين شگفت آورتر اينكه تصويرى را كه استاد ناجى زين الدين در : مصور الخط العربى ( شكل 99 ، ص 31 ) منتشر كرده ، كلمه « كتب » كه محل اختلاف است به وضوح تمام نوشته شده كه قابل توجه است و اين احتمال داده مىشود كه تصويرى كه ناجى زين الدين آورده بر اساس قرائت گروهمان دستكارى شده است و اين امر در كلمات ديگر هم ديده مىشود .