« روايت شده » اكتفا كرده و اصفهانى هم فقط روايت را نقل نموده است . ما اينك نخست روايت اصفهانى را نقل مىكنيم سپس روايت عسكرى را مىآوريم تا ببينيم كه در موضوع اعجام حروف از اين روايتها چه چيزى استفاده مىشود ؟
حمزهء اصفهانى مىگويد : « علت پيدايش نقطهگذارى اين بود كه مصحفهاى پنجگانهاى كه به دستور عثمان نوشته شد و به شهرها ارسال گرديد ، مردم حدود چهل و چند سال همواره از روى آنها مىخواندند و اين از زمان عثمان تا زمان عبد الملك بود . در اين مدت در زبان مردم تصحيفهايى به وجود آمد و اين بدان جهت بود كه باء و تاء و ثاء در حال اتصال و انفصال شبيه يكديگر بودند و ياء و نون در حال اتصال شبيه آنها بودند ، از اين رو تصحيف در كتابت به طور كامل پيدا شد و چون تصحيف در عراق گسترش يافت حجاج بن يوسف به كاتبان خود روى آورد و از آنها خواست كه براى اين حروف مشابه علامتهايى را وضع كنند و آنها نقطهها را به صورت تك و جفت وضع كردند و براى آنها محلهاى گوناگونى وضع كردند به اين صورت كه بعضى از آنها را روى حرف و بعضى از آنها را زير حرف قرار دادند . پس از پيدايش نقطهگذارى ، زمانى طولانى گذشت و مردم هيچ دفتر يا كتابى را نمىنوشتند مگر اينكه آن را نقطهگذارى مىكردند ، ولى در عين حال باز هم تصحيف اتفاق مىافتاد تا اينكه اعجام را احداث كردند و نقطهها را با اعجام مىنوشتند و هر جا كه حق كلمهاى از لحاظ نقطهگذارى و اعجام ادا نمىشد ، در آن كلمه تصحيف رخ مىداد . . . »
ابو احمد عسكرى مىگويد : « روايت شده است كه علت نقطهگذارى مصاحف اين بود كه مردم حدود چهل و چند سال تا زمان عبد الملك بن مروان همواره مصاحف عثمان را قرائت مىكردند تا اينكه تصحيف زياد شد و در عراق منتشر گرديد و حجاج به كاتبان خود روى آورد و از آنها خواست كه براى حروف مشابه علامتهايى را وضع كنند . گفته مىشود كه نصر بن عاصم اين مهم را به عهده گرفت و نقطههاى فرد و زوج را وضع كرد و محلهاى آنها را گوناگون ساخت ، و مردم زمانى چيزى را نمىنوشتند مگر اينكه نقطهگذارى مىكردند ، ولى با اين وجود باز تصحيف رخ مىداد و لذا اعجام را احداث كردند و نقطهها را مطابق با اعجام استعمال نمودند ، و اگر حق كلمهاى به طور كامل ادا نمىشد ، باز
رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 495
مساهمون: غانم قدوري الحمد
ص٤٩٥