قول به قديمى بودن اعراب و اعجام و اينكه مصاحف عثمانى به خاطر علل خاصى از آن خالى شده ، دليل محكمى ندارد و ترجيح داديم كه اين عقيده درست نيست . پس از آنكه از بررسى تاريخ حركتهاى كوتاه با استناد به روايات و اسناد خطى فارغ شديم ، اينكه بر سر آنيم كه تاريخ علامتهايى را كه باعث تشخيص حروف مشابه از يكديگر مىشود ، مورد بحث قرار بدهيم چون همانگونه كه دانشمندان پيشين در نشان دادن حركات از علامتهاى خارجى استفاده كردهاند همين روش را در تشخيص حروف مشابه نيز به كار بردهاند « 1 » .
البته اين موضوع از حركات پيچيدهتر است و لذا خالى از دشوارى نيست چون اسناد و روايات در اين باره ناقص است و لذا اين بحث را با توجه به روايات تاريخى موجود بررسى خواهيم كرد و به اسناد خطى اندكى كه در دست است در جهت رسيدن به نقاط روشنى در تاريخ تشخيص حروف مشابه استناد خواهيم نمود و مسأله را به كوششهاى تلاشگران بعدى واگذار خواهيم كرد ، شايد در آينده روايات و اسناد خطى ديگرى به دست آيد و آنچه را كه امروز در دست ماست بيشتر توضيح بدهد .
اگر از روايتى كه اعجام در كتابت عربى را به عامر بن جدره « 2 » نسبت مىدهد ، صرف نظر كنيم و بحث را به كمك روايات تاريخى ديگر دنبال نماييم ، خواهيم ديد كه اين روايات بر دو قسماند : قسمى كه مىگويد واضع اعراب همان واضع اعجام است ، جعبرى گفته است : « 3 » « ظاهر اين است كه واضع اعجام همان واضع اعراب است » و ابن عاشر انصارى گفته است : « 4 » « نصى را نيافتم نخستين كسى را كه مصاحف را نقطهگذارى اعجام كرده است ، تعيين كند و
هامش
( 1 ) صولى در صفحه 55 - 56 كتاب خود مىگويد : « وقتى ياء و تاء و نون در يك كلمه به همديگر متصل گرديد و به شكل سين و شين درآمد ، بايد دندانهء وسطى را بالا ببرى مانند : بينك و بيتك و اگر چنين نكنى و هر سه دندانه را مساوى قرار بدهى كلمه به شكل « شك » و « سك » در مىآيد و احتمال سين و شين داده مىشود . » به نظر مىرسد آنچه صولى گفته ، وسيلهاى بوده كه كاتبان براى از بين بردن التباس حاصل از اجتماع ياء و تاء و نون در اول يا وسط كلمه كه شبيه سين مىشد ، به آن پناه بردهاند . مثالهاى آن را در بعضى از مصحفهاى خطى قديمى و بعضى از سنگ نوشتهها مىبينيم و در مصحف جامع عمرو مثالهاى متعددى وجود دارد ، از جمله درفَأَنْزَلَ اللَّهُ سَكِينَتَهُ( 48 / 26 ) مىبينيم كه دندانه ياء و تاء در كلمهء ( سكينته ) طولانىتر از دندانه نون متوسط است و بدين گونه نشان داده كه اين دندانههاى سهگانه سين نيست .
( 2 ) بنگريد به : فصل مقدماتى . دانى در المحكم ، ص 35 به نقل از هشام كلبى وضع اعجام را به اسلم بن خدرة نسبت مىدهد . گويا در روايت دانى تصحيفى رخ داده است .
( 3 ) خميلة أرباب المراصد ، برگ 316 الف .
( 4 ) فتح المنان المروى بمورد الظلمآن ، ص 51 .