از چيزهايى كه در اين زمينه وحشت برانگيز و شگفتآور است اين است كه نويسندهاى از معاصران نقل مىكند كه خليل بن احمد روش نقطهگذارى حركات را از يونانيها گرفته است . آقاى ابراهيم مصطفى در مقالهاى راجع به نخستين واضع علم نحو پس از صحبت از اعرابى كه خليل وضع كرده ، مىگويد : « گفتهاند كه او اعراب را از يونانى گرفته و او زبان يونانى را مىخواند . » « 1 » آقاى ابراهيم منبع اين سخن را ذكر نكرده و كسانى را كه اين سخن را « گفتهاند » مشخص نساخته است ، همچنين روشن نكرده كه خليل چگونه يونانى را مىدانسته و آن را مىخوانده است ؟
در خلال مطالعاتى كه راجع به اين بحث داشتم به روايتى برخورد كردم كه ابوبكر زبيدى در طبقات خود آن را ذكر نموده است و آن اينكه : « روايت شده كه پادشاه يونان نامهاى به زبان يونانى به خليل نوشت . او يك ماه با آن نامه سر كرد تا آن را خواند . در اين باره از او پرسيدند . او گفت : با خود گفتم كه ناچار او نامهاش را با نام خدا و مانند آن شروع مىكند . بنا را بر اولين حرف آن گذاشتم و اين كار برايم ممكن شد . » « 2 » شايد همين خبر ، مورد استناد آقاى ابراهيم مصطفى شده است ، ولى نمىدانم كدام عاقلى اجازه مىدهد كه آن را تصديق كند و از آن چنين نتيجهگيرى نمايد كه خليل زبان يونانى را مىدانست و آنگاه بگويد اعرابى را كه به جاى نقطههاى گرد وضع كرد ، از زبان يونانى گرفته بود ؟ « 3 »
هامش
ابو الاسود مبتكر حركات بود ، آن را به صورت عربى ابتكار مىكرد و يا به عربى بودن آن اشاره مىكرد همانگونه كه خليل در تطور نقطه اين كار را انجام داد . . . آيا اين نقطه دلالت به عربى بودن آنها دارد ؟ . . . قطعا نه اين نقطهها بر عربى بودن آنها دلالت نمىكند » .
ما معناى پرسش اخير او را نفهميديم و نمىدانيم چه مانعى دارد كه اين نقطهها عربى اصيل باشند ؟ همانگونه كه هستند .
( 1 ) مجله دانشكده آداب ، قاهره ، مجلد 10 ، ج 2 ، ص 73 .
( 2 ) ص 47 .
( 3 ) شايد ادعاى اقتباس خليل از زبان سريانى از لحاظ دورى از حقيقت و واقعيت ، كمتر از سخن كسانى نباشد كه مىگويند : خليل از زبان يونانى اخذ كرده است . جرجى زيدان مىگويد : ( تاريخ آداب اللغة العربيه ، ج 1 ، ص 254 - 253 ) اما شكلهاى حركات كه به دست ما رسيده است يعنى ضمه و فتحه و كسره ، واضع يا واضعان آن را نمىشناسيم همچنين زمان آن مشخص نيست ولى ظنّ غالب اين است كه آنها در قرون اولين اسلام وضع شدهاند ، همانگونه كه نقطه گذارى اعجام هم در آن زمان وضع شد و در اين كار به زبان سريانى اقتدا شد » . ( و نيز بنگريد به : جان كانتينو : ص 173 ) اگر جرجى زيدان به مصادرى دست نيافته كه تاريخ استخدام اين حركات را بيان كند و تصورات خود را بر همين جهل به حقايق تاريخى مبتنى كرده است ، بر ماست كه اين گمان او را كه ابو الاسود نقطه گذارى را از زبان سريانى اخذ كرده ، مورد تامل قرار بدهيم .