با همه اينها ، من دربارهء بحث از اين موضوع كه در اين صفحات آمد ، ترديد داشتم و آن را جهت بيان حقايقى از تاريخ علامتهاى حركات در كتابت عربى و رسم مصحف آماده مىكردم ، ولى ديدم اقوالى كه در كتابها راجع به اين موضوع وجود دارد ، به يك خبر صحيح و نظريه بى طرفانه مستند نيست و همين امر مرا وادار كرد كه به طور اختصار در اين صفحات محدود در اين باره بحث كنم . معتقدم كه دادن نظر قاطع دربارهء چيزى كه همهء وسايل لازم جهت بحث آن تكميل نشده است ، كارى دور از صواب است ، چون مىدانيم كه بسيارى از تفاصيل به دست ما نرسيده است ، هر كس به روايات منابع عربى در اين موضوع كه از اشخاص مورد اطمينان كه خود در آن حوادث شريك بودهاند نقل شده قانع نباشد ، نظريه بهترى ارائه كند كه از آن پيروى كنيم .
سوم : رسم مصحف در ميان روش نقطه گذارى گرد و اعراب مستطيل
در صفحات پيشين گذشت كه دانشمندان سلف چگونه توانستند رسم عثمانى را در همان آغاز تكميل كنند و براى نشان دادن حركات دو روش پديد آورند : يكى به واسطهء نقطههاى گرد و دوم به واسطهء علامتهاى كوچك ، و اگر روش اول با نام ابو الاسود و روش دوم با نام خليل بن احمد مربوط است ، استخدام آنها در مصاحف مخصوصا روش دوم به آسانى صورت نگرفت . اينك مىخواهيم مراحل استخدام اين دو روش را در مصحف با توجه به متون روايى و اسناد خطى ، بررسى كنيم .
شايد به كارگيرى نقطههاى گرد جهت نشان دادن حركات اعراب در مصحف پيش از درگذشت ابو الاسود انجام گرفته هر چند كه محدود بوده باشد ، زيرا معقول نيست كه همهء مصادر ، اين كار را به او نسبت بدهند ولى در زمان حيات او انجام نگرفته باشد .
دانى روايت مىكند كه عبد اللّه بن عمر ( متوفى 73 يا 74 ه ) نقطه گذارى مصاحف را ناپسند مىدانست ، « 1 » و ابو عبيد از ابراهيم نقل مىكند ( شايد منظور ، ابراهيم نخعى متوفى 96 هجرى فقيه و مفتى اهل كوفه باشد ) كه او نقطهگذارى مصاحف را بدعى مىشمرد و
هامش
( 1 ) المحكم ، ص 10 بايد همين جا اشاره كنم كه در يك نسخه خطى المحكم به جاى « ابن عمر » ابو عمرو آمده .