تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
غرب و جنوب عراق در سالهاى اوليه ظهور اسلام زبان ديگرى با زبان عربى همرديف بوده ، آن زبان زبان فارسى است و نه سريانى . حيره مركز حركت نصرانيت در شرق هم نبوده بلكه تنها يكى از شاخه‌هاى آن بوده است و كارهايى كه براى نشان دادن حركات در كتابت سريانى صورت گرفته بود ، در جنوب عراق انجام نشده بلكه در نصيبين و رها و در اطراف آسياى صغير بوده است ، « 1 » بگذريم از اينكه تاريخ وضع علامت براى حركات در كتابت سريانى محل بحث است و بعيد نيست بگوييم كه ابو الاسود مصاحف را نقطه گذارى كرده بود در حالى كه هنوز سريانيها چنين كارى را انجام نداده بودند . « 2 » اگر هم قبول كنيم كه زبان سريانى در بعضى از مناطق در جنوب عراق منتشر شده بود ، بدون شك اين زبان در اين دوره وارد بصره نشده بود ، آن هم به اين وسعتى كه آقاى عون
هامش
( 1 ) بنگريد به : نولد كه : ص 61 و جرجى زيدان : تاريخ آداب اللغة العربيه ، ج 1 ، ص 251 . ( 2 ) در زبان سريانى براى نشان دادن حركات دو روش وجود داشت : اول ، روش نقطهء كوچك كه بالا و پايين و يا هم بالا و هم پايين حرف مىگذاشتند و اين روش ميان سريانيهاى شرقى ( نسطوريها ) رواج داشت . دوم ، روش استفاده از حروف كه آن را از ابجدهاى يونانى اخذ كرده بودند كه بالا يا پايين حرف مىگذاشتند . اين روش را سريانيهاى غربى ( يعقوبيها ) به كار مىگرفتند ( بنگريد به : مطران اقليمس : ص 164 ) مطلبى كه نبايد در آن ترديد كرد اين است كه در زمان حيات يعقوب رهاوى كه در آغاز قرن هشتم ميلادى از دنيا رفت ، روشى براى نشان دادن حركات اتخاذ نشده بود نه روش يونانى و نه روش نقطه گذارى ( همان مصدر ، ص 169 ) و گفته شده است كه روش نقطه‌هاى كوچك تنها در نيمه دوم قرن هشتم ظاهر شد ( بنگريد به : زاكيه محمد رشدى : السريانية نحوها و صرفها ، قاهره ، دار الثقافيه ، ص 32 ) سريانيها پيش از استخدام اين دو روش براى نشان دادن حركات ، نقطه‌هايى را براى تشخيص جمع و تشخيص دال و راء به كار مىبردند و نقطه‌هاى بزرگى را به كار مىبردند كه نشان دهندهء حركات بود . آنها اين كار را جهت رفع اشتباه در قرائت انجام مىدادند . آنها نقطهء بزرگى بالا يا پايين حرف مشتبه مىگذاشتند ( بنگريد به : مطران اقليمس : ص 162 - 161 ) اما كار اين نقطه نگرفت ، چون كافى نبود ، و از اين رو مجبور شدند از دو روش ياد شده كه پس از زمان يعقوب رهاوى وضع شدند ، استفاده كنند ( در مورد استخدام علامتهاى حركات در زبان سريانى بنگريد به : جرجى زيدان : تاريخ آداب اللغة العربية ، ج 1 ، ص 254 و جويدى : محاضرات ادبيات الجغرافيا ، ص 84 - 83 و نولد كه ، ص 61 - 60 و دكتر على عبد الواحد وافى : فقه اللغة ، ص 57 - 249 ) و يعقوب رهاوى در سال 708 ميلادى از دنيا رفت ( بنگريد به : دكتر زاكيه محمد رشدى : السريانيه ، ص 31 ) و آن تقريبا مطابق با سال 90 هجرى است و معناى آن اين است كه تا اين تاريخ روش كاملى براى نشان دادن حركات در كتابت سريانى شايع نشده بود و اين تاريخ ، متأخر از درگذشت ابو الاسود دئلى ( متوفى 69 يا پيش از آن ) مىباشد و او همان كسى است كه روايات اجماع دارند بر اينكه اولين نقطه گذار مصاحف بود و اگر درست باشد كه نشان دادن حركت با نقطه در زبان سريانى تا نيمه دوم قرن هشتم ميلادى مطابق با نيمه اول قرن دوم هجرى تقريبا ظاهر نشده است ، معلوم مىشود كه ابو الاسود كار خود را از سريانى اخذ نكرده است و احتمال استفاده او از روش قديمى سريانى كه حركت معينى را نشان نمىداد حتى نزد سريانيها هم چندان شايع نشده بود . مورد شك و ترديد قرار مىگيرد و دفاع آقاى حسن عون را از ادعاى استفاده ابو الاسود از روش كتابت سريانى ، توجيه نمىكند .