و من به پرسشگر مىگويم : مصحفهاى امام را نبايد نقطهگذارى كرد و نبايد چيزى بر آنها افزود ولى نقطه گذارى مصحفهاى كوچك كه كودكان از روى آن آموزش مىبينند و نيز لوحههاى آنها اشكالى ندارد . » و نيز دانى از خلف بن هشام بزار نقل مىكند كه گفت : « من نزد كسايى ( متوفى 189 ه ) حاضر بودم و او بر مردم قرائت مىكرد و آنها با قرائت او مصحفهاى خود را نقطهگذارى مىكردند . » « 1 » ذهبى پس از نقل اين خبر ، مىگويد : « 2 » « هنوز براى مردم اعراب گذارى ظاهر نشده بود و آنها با نقطهها اعراب گذارى مىكردند » .
اين متون و همين طور گفتههاى دانشمندان دلالت دارد كه ناخشنودى از نقطهگذارى مصاحف با مرور زمان كمتر مىشد ، و اين به جهت افزايش نياز مردم به قرائت بود ، تا جايى كه كسايى پيشواى اهل كوفه و بغداد مىنشست و قرائت مىكرد و مردم با قرائت او مصحفهاى خود را نقطهگذارى مىكردند . بايد توجه كنيم كه در قرون اوليه مصاحف را نخست خالى از نقطههاى اعراب و اعجام مىنوشتند ، سپس مطابق با قرائت خاصى نقطهگذارى مىكردند و يا همانگونه بدون نقطه باقى مىماند . بنابراين ، نقطهگذارى مصاحف پيش از تمام شدن قرن دوم هجرى امر مقبول و حتى خوشايندى گرديد .
دانى مىگويد : « 3 » « مصحف جامع عتيق به دست من رسيد كه آن را در اول خلافت هشام بن عبد الملك در سال 110 نوشته بودند و تاريخ كتابت آن در پايان چنين آمده بود : اين مصحف را مغيرة بن مينا در سال 110 نوشته است . در اين مصحف حركات و همزهها و تنوين و تشديد با رنگ قرمز ثبت شده بود . » به نظر مىرسد كه نقطهگذارى اين مصحف از تاريخ كتابت آن چندان متأخر نبوده است .
پس از بيان اين حقايق كه جاى هيچگونه ترديدى در آنها نيست و اينكه نقطههاى گرد در دو قرن اول و دوم استعمال مىشده ، از سخن آقاى دكتر صبحى صالح درباره تاريخ استخدام نقطهها ، و همچنين از نظريهء او دربارهء روايتى كه يحيى را اولين نقطه گذار معرفى
هامش
( 1 ) همان مصدر ، ص 13 و نيز بنگريد به : ذهبى : معرفة القراء ، ج 1 ، ص 101 .
( 2 ) معرفة القراء ، ص 101 .
( 3 ) المحكم ، ص 87 .