و شايد اين علامتهايى كه سيبويه ذكر كرده همان علامتهايى باشد كه استادش خليل وضع كرده است .
پيش از آنكه اسناد خطى را بررسى كنيم و ببينيم كه كاتبان مصاحف ، روش نقطههاى گرد و روش اعراب مستطيل را چگونه به كار مىبردند ، ناچاريم به موضوعى بپردازيم كه بحث در آن باره لزومى نداشت ولى بعضى از پژوهشگران آن را مطرح كردهاند و چيزى را كه گمانى بيش نيست لباس يقين پوشانيدهاند و آن را يك حقيقت مسلم انگاشتهاند . اين موضوع همان منبع و مصدرى است كه ابو الاسود دئلى و خليل بن احمد در وضع علامت حركتها ، از آن متأثر شدهاند ، يا بگوييم مقدار تأثير زبانهاى ديگر در اين عمل چقدر بوده است ؟
موضوع تأثير لغات بيگانه در نظام حركت گذارى در كتابت عربى احتمالى است كه تنها مستشرقان و پژوهشگرانى كه تربيت شدهء آنها هستند ، ذكر كردهاند و جرجى زيدان از نخستين كسانى است كه در نشر اين انديشه سهم داشتهاند . او در حالى كه از كارهاى آغازين نحو عربى صحبت مىكند ، مىگويد : « به گمان ما آنها در تنظيم علم نحو از روش زبان سريانى استفاده كردهاند . » « 1 » و نيز در حالى كه او از نقش ابو الاسود در وضع نحو عربى بحث مىكند ، مىگويد : « گويا كه او زبان سريانى را ياد گرفته بوده و يا از نحو آن آگاهى داشته و لذا از روش آن استفاده كرده است . » « 2 » و در جايى كه از نقطه گذارى حركتها كه ابو الاسود آن را وضع كرده صحبت مىكند ، مىگويد : « قول پسنديده اين است كه او اين كار را از كلدانيها و يا سريانيها كه همسايهء او در عراق بودند ، اخذ كرد . نزد آنها نقطههاى بزرگى بود كه بالا يا پايين حرف مىگذاشتند تا تلفظ آن را مشخص كنند و يا تعيين كنند كه آيا اين كلمه اسم است يا فعل است يا حرف ؟ ظاهر اين است كه ابو الاسود اين حركتها را اقتباس كرد . » « 3 » همچنين جويدى مستشرق دربارهء تاريخ استعمال حركات در كتابت سريانى بحث
هامش
خايى بالاى حرف و علامت اشمام نقطهاى پس از حرف و علامت روم خطى مقابل حرف و علامت تضعيف شين بالاى حرف است . »
( 1 ) تاريخ آداب اللغة العربيه ، ج 1 ، ص 251 .
( 2 ) همان مصدر ، ج 1 ، ص 251 .
( 3 ) همان مصدر ، ج 1 ، ص 252 .