تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 466

مساهمون:

ص٤٦٦
كرده ، صحيح‌تر از نظر ابن درستويه باشد ، چون علامتهاى خليل به شكلهاى حروف سه گانه الف و واو و ياء نزديكتر است ، فتحه يك نوع الف كج شده است و كسره ياى برگشته است و ضمه واو كوچكى است ، « 1 » اما استعمال كاتبان صورت آنها را تغيير داده و قسمتى از ياء را حذف كرده‌اند و كسره شبيه فتحه شده كه آن را زير حرف قرار مىدهند . « 2 » و اما « روم و اشمام » اين دو متعلق به حركات آخر كلمات در حال وقف است و دانى دربارهء حقيقت هر يك از آنها صحبت كرده و گفته : « حقيقت روم اين است كه صداى حركت را به صورت ضعيف ادا كنى به گونه‌اى كه قسمت مهم صداى آن از بين برود و براى آن صداى ضعيفى شنيده شود به طورى كه شخص نابينا با گوش خود آن را درك كند ، و حقيقت اشمام اين است كه دو لب خود را پس از سكون حروف روى هم بگذارى و شخص نابينا آن را درك نكند چون فقط با چشم ديده مىشود و آن اشاره كردن با يكى از اعضاى بدن به حركت است . روم از نظر قاريان فقط در رفع و ضمه و جرّ و كسره است و آن را در نصب و فتحه به كار نمىبرند چون اين دو خفيف هستند ، ولى اشمام تنها در رفع و ضمه است و منظور ما از رفع و ضمه و جرّ و كسره و نصب و فتحه ، حركت انتقالى اعراب و حركت بناى لازم است » . « 3 » روم و اشمام به همان گونه كه در قرائت آمده ، در لغت عرب وجود دارد و مكى نقل مىكند كه : « روم و اشمام را عربها در حالت وقف به كار مىبرند تا بيان كنند كه حركت در حالت وصل چگونه بوده است . » « 4 » و سيبويه از انواع وقف صحبت كرده و گفته است : آن در كلام عرب چهار گونه است : روم و اشمام و تضعيف و سكون و براى هر كدام از آنها علامتى را در كتابت بيان كرده و گفته : « 5 » « براى آنها علامتهايى است ، علامت اشمام يك نقطه است كه مانند جزم است و علامت سكون خاء است و علامت تضعيف شين است . » « 6 »
هامش
( 1 ) المحكم ، ص 45 . ( 2 ) بنگريد به : حفنى ناصف : ص 77 . ( 3 ) التيسير ، ص 59 و بنگريد به : التنسى : برگ 16 ب و قسطلانى : ج 1 ، ص 187 . ( 4 ) الكشف ، ج 1 ، ص 122 . ( 5 ) الكتاب ، ج 2 ، ص 282 . ( 6 ) ابن يعيش در شرح المفصل ، ج 9 ، ص 68 گفته است : « سيبويه براى هر يك از اينها علامتى را در خط قرار داده است ، علامت سكون