تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
مصاحف خطى پى خواهيم گرفت و پيش آن روش ديگر نقطه گذارى را بيان خواهيم كرد .

دوم : اعراب مستطيل

براى كسانى كه از كتابهاى مربوط به علوم لغت عربى و علوم اسلامى و علوم ديگر ، نسخه بردارى مىكردند ، به كارگيرى نقطه‌هاى دايره‌اى در ضبط كلمات آسان نبود ، زيرا كه اين كار به دو نوع مركب با دو رنگ احتياج داشت : يكى براى رسم حروف و ديگرى براى نقطه گذارى حركات . و چه بسا استعمال مركب واحد پيش از به كارگيرى نقطه گذارى براى اعجام بوده ولى پس از اين استعمال ، نشان دادن حركات با همان رنگ از مركب حروف دشوار گرديد . و به نظر مىرسد كه اين دشوارى تا عصر خليل بن احمد فراهيدى ( متوفى 170 ه ) ادامه داشت . « 1 » او توانست راه حل مناسبى براى اين مشكل پيدا كند ، مشكلى كه همواره روى در روى كاتبان و ناسخان و دانشمندان قرار گرفته بود . رفع اين دشوارى ممكن نبود مگر اينكه براى هر حركتى علامت مخصوص تعيين شود ، ولى نه به شكل نقطه‌هاى گرد كه همه حركات شكل واحدى داشتند و آنها با محل وقوع و رنگ مركّب شناخته مىشدند . با برترى و پيشينه‌اى كه خليل در علوم عربى داشت اين مهم را انجام داد . دانى از حسن بن كيسان نقل مىكند كه گفت : « 2 » محمد بن يزيد مىگويد : اعرابى كه در كتابها موجود است ، كار خليل مىباشد و آن از شكل حروف گرفته شده است ، ضمه واو كوچكى است كه بالاى حرف قرار مىگيرد تا با واو مشتبه نشود ، و كسره ياى كوچكى است كه زير حرف قرار مىگيرد ، و فتحه الف مسطحى است كه بالاى حرف قرار مىگيرد . » و ابو الحجاج بلوى گفته : « 3 » « خليل بن احمد همان كسى است كه تمدد و تشديد و روم و
هامش
. و مبناها ، ص 12 - 11 ) معتقدند كه ما نمىتوانيم مشخص كنيم كه كدام يك از حركات اعراب و حركات بناى كلمه از لحاظ وقوع در خطا بر يكديگر مقدم بوده‌اند . ولى به نظر ما با قطع نظر از ترتيب علوم عربى ، احتمال وقوع خطا ، در حركات اعراب ، سابق‌تر از احتمال وقوع خطا در بناى كلمه است ، زيرا كه حركات اعراب همواره در معرض تغيير بوده و ضبط قواعد آن به اين آسانى نبوده است . ( 1 ) بنگريد به ابو بكر زبيدى : ص 47 و ابن نديم : ص 42 و ابو البركات انبارى : ص 48 و ابن الجزرى : غاية النهاية ، ج 1 ، ص 275 . ( 2 ) المحكم ، ص 7 . ( 3 ) الفبا ، ج 1 ، ص 176 دانى در المحكم ، ص 6 گفته است : « خليل بن احمد همزه و تشديد و روم و اشمام را وضع نمود . » مىتوان گفت كه