محمد بن سيف روايت مىكند كه او گفت : « از حسن راجع به نقطه گذارى مصحف بر اساس عربيت سؤال كردم . » « 1 » و دانى روايت مىكند كه ابن وهب گفته است : « ليث ( متوفى 175 ) به من گفت : عيبى ندارد كه مصحف بر اساس عربيت نقطه گذارى شود . » در اين تنها كلمه « نحو » و كلمه « عربيت » مرادف با كلمه « نقطه گذارى » استعمال شده و اين همان است كه بعدها به « اعراب » معروف شد . آيا اين بدان معناست كه دو كلمه « نحو » و « عربيت » پس از نيمهء دوم قرن اول هجرى براى دلالت بر نقطه گذارى مصاحف به كار برده مىشد ؟ و بنابراين آيا مىتوان گفت كه معناى اين سخن كه ابو الاسود اولين واضع عربيت است ، اين است كه ابو الاسود نخستين كسى است كه نظام نقطه گذارى مخصوص حركات را پايه گذارى كرد و او نخستين كسى است كه اين كار را در مصاحف به كار برد ؟ شايد بتوان اين مطلب را بيان كرد ، البته اگر محقق شود كه استعمال كلمه « نحو » و « عربيت » به معنايى كه گفته شد ، در آن دوره هم معمول بوده است .
بايد اشاره كنيم كه در بعضى از مصادر ، نقطه گذارى مصاحف به بعضى از دانشمندانى كه پس از ابو الاسود آمدهاند ، نسبت داده شده است . ابن ابى داود از هارون بن موسى روايت مىكند كه گفت : « اولين كسى كه مصاحف را نقطه گذارى كرد ، يحيى بن يعمر بود . » « 2 »
و سيرافى گفته : « 3 » « مردم دربارهء نخستين كسى كه علم نحو را پايه گذارى كرد ، اختلاف كردهاند ، بعضيها گفتهاند كه او ابو الاسود دئلى بود و بعضيها گفتهاند كه او نصر بن عاصم دئلى بود كه به او ليثى هم گفته مىشود و ديگران گفتهاند كه او عبد الرحمن بن هرمز بود » و نيز سيرافى از خالد حذاء نقل كرده كه او گفت : « از نصر بن عاصم كه نخستين واضع علم عربى است ، پرسيدم : اين آيه را چگونه مىخوانى ؟ گفت :
قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ
بدون تنوين » « 4 » و نيز گفته است كه ابن لهيعه از ابو النضر روايت كرده كه گفت : « عبد الرحمن بن هرمز اولين واضع علم عربى است » . « 5 »
هامش
( 1 ) همان مصدر .
( 2 ) المصاحف ، ص 141 و دانى : المحكم ، ص 5 .
( 3 ) اخبار النحويين البصريين ، ص 13 .
( 4 ) همان مصدر ، ص 20 و بنگريد به دانى : المحكم ، ص 6 .
( 5 ) همان مصدر ، ص 22 - 21 و بنگريد به : ابو بكر زبيدى : ص 20 و ابن نديم : ص 39 .