تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 454

مساهمون:

ص٤٥٤
قضيه نيست ، « 1 » ولى بايد اشاره كنيم كه روش ابو الاسود در نقطه گذارى مصاحف كه به زودى آن را بيان خواهيم كرد ، تنها مربوط به تشخيص حركات كوتاه در آخر كلمات است و اين كار براى كسى كه آن را انجام مىدهد ، نمونه‌هايى را ارائه مىدهد كه در آنها اواخر كلمات به پيروى از موقعيّتهاى آنها تغيير مىيابد . و اگر هم ثابت نشود كه ابو الاسود نقش بخصوصى غير از نقطه گذارى مصاحف در وضع اوليات علم نحو نداشته ، اين خود يك كار مهم نحوى است كه او انجام داده ، بخصوص اگر توجه كنيم كه او اين كار را در تاريخ لغت و كتابت عربى ، براى اولين بار انجام داده است . اگر به اقوال گذشته برگرديم و در معناى واژه « عربيت » در اين عبارت كه : « او نخستين كسى بود كه عربيت را وضع كرد و مصحف را نقطه گذارى نمود » ، تأمل كنيم ، خواهيم ديد كه از اين عبارت جز علم نحو چيز ديگرى به ذهن نمىرسد ، ولى تأمل در بعضى از متنهاى قديمى كه به دوره‌هاى نزديك به عصر دئلى نزديكتر است ، ما را يارى مىكند كه معناى « عربيت » را كه هميشه با كار دوم ابو الاسود يعنى نقطه گذارى مصاحف همراه است ، مشخص كنيم . ابن ابى داود چندين روايت از حسن بن يسار بصرى ( متوفى 110 هجرى ) و محمد بن سيرين ( متوفى 110 ه ) كه مانند حسن پيشواى اهل بصره بود ، « 2 » نقل مىكند كه گويا آنها نقطه گذارى مصاحف را ناپسند مىدانستند ، و مىگويد : « او نقطه گذارى مصاحف بر اساس نحو را ناپسند مىداشت و يا آن دو ، نقطه گذارى مصحف بر اساس نحو را ناپسند مىداشتند . » « 3 » سپس اخبار ديگرى راجع به اجازه دادن آنها نقل مىكند و مىگويد : اشعث گفته كه حسن در اينكه مصحف بر اساس نحو نقطه گذارى شود ، اشكال نمىكرد « 4 » و از
هامش
( 1 ) اين موضوع را استاد ابراهيم مصطفى بحث كرده ( بنگريد به : اول : من وضع النحو : مقاله‌اى در مجله دانشكده آداب دانشگاه فؤاد ( دانشگاه قاهره ) مجلد 10 ، ج 2 ، سال 1948 ) او تمام روايات عربى مربوط به اولين واضع نحو را رد كرده و اين قول را ترجيح داده كه اولين كسى كه يك نظريه نحوى به او نسبت داده شده ، عبد اللّه بن ابى اسحاق حضرمى است و لذا قول به اينكه ابو الاسود اولين واضع علم نحو است را نپذيرفته و گفته است : « كار ابو الاسود تنها نقطه گذارى مصاحف است همان گونه كه در روايات آمده » . استاد عبد الوهاب حموده بحثى دارد كه در آن ، مقالهء مزبور را در همان مجله نقض كرده است ( مجلد 13 ، ج 1 ، ص 1951 ) و نيز بنگريد به : دكتر حسن عون : ص 245 . ( 2 ) ابن الجزرى : غاية النهايه ، ج 2 ، ص 101 و بنگريد به : ابن قتيبه : المعارف ، ص 194 . ( 3 ) المصاحف ، ص 141 . ( 4 ) همان مصدر ، ص 142 .