فصلى است كه ابو طاهر عقيلى ( متوفى 623 ه ) در پايان كتاب خود « 1 » نقل كرده است على رغم اينكه هر يك از اين فصلها از چند صفحه تجاوز نمىكند ، آنها اهميت ويژهاى در بيان تاريخ نقطه گذارى مصاحف و تطور آن دارند ، زيرا معمولا مؤلفان تنها روش نقطه گذارى در عصر خود را ذكر مىكنند .
به نظر مىرسد كه تأليف درباره نقطه گذارى و شكل پس از عصر دانى به طور نسبى كم شده است و دكتر عزت حسن معتقد است كه سبب اين كار ، روگردانى مردم در عصرهاى متأخر از روش نقطه گذارى دايرهاى به روش شكل مأخوذ از صورتهاى حروف بوده است ، كه خليل بن احمد آن را وضع كرده و نحويها و اهل لغت از او پيروى نمودهاند ، زيرا كه اين روش آسانتر و به فهم خواننده نزديكتر است . « 2 »
ملاحظه مىشود كه تأليف در اين موضوع پس از عصر دانى در بلاد مغرب و اندلس متمركز شده است و در عصرهاى متأخر در شرق اسلامى كسى را كه به اين موضوع اهميت بدهد ، نمىيابيم . و گويا مردم مغرب و اندلس به روش نقطه گذارى دايرهاى كه به مهارت و معرفت واسعى نياز دارد ، پاى بندتر از مردم مشرق بودند و اينها روش شكل را كه خليل بن احمد وضع كرده بود به كار مىگرفتند به گونهاى كه به زودى بيان خواهيم كرد .
و اما اسناد خطى كه در پيگيرى تطور نقطهگذارى ، و شكل در كتابت عربى از آنها كمك خواهيم گرفت ، به گونهاى است كه دستيابى به همهء آنها كه در كتابخانههاى اسلامى در عالم وجود دارد سخت دشوار است زيرا كه كتابخانهاى نيست مگر اينكه در آن مصحفى خطى و يا اجزايى از آن و يا اسناد خطى ديگر و يا لوحى از سنگ يا رخام وجود دارد . چيزى كه دسترسى به نمونههاى قرآنها و كتب خطى مربوط به زمانهاى گذشته و اسناد خطى ديگر را بر من آسان كرد ، همين مجموعههاى خطى مصورى است كه مؤلفان آنها بر عرضه تصوير مخطوطات عربى اهتمام داشتهاند ، در هر موضوعى باشد و بر روى هر چيزى كه نوشته شود . آنها اين نمونهها را بر عصرهاى مختلف تقسيم كردهاند . قسمت عمدهء اين مجموعهها را مصاحف تشكيل مىدهد و البته تعيين دقيق تاريخ آنها از لحاظ
هامش
( 1 ) بنگريد به : لوحه 24 به بعد .
( 2 ) مقدمه تحقيق المحكم ، ص 34 - 33 .