تازهاى پيدا كرده كه قديمى بودن نقطهگذارى اعجام در كتابت عربى را تأييد مىكند . او پس از آنكه نقوش عربى را كه مربوط به قبل از اسلام مىشود ، بررسى كرده و خالى بودن آنها را از نقطه روشن ساخته است ، اقوال بعضى از دانشمندان پيشين را در مورد بى نقطه بودن مصاحف عثمانى ، عرضه كرده و كلام قاضى ابوبكر بن العربى را در اين مورد نقل نموده و آن را با گفته ابن جزرى كه پيش از اين گذشت ، توضيح داده و آنگاه تفسير زمخشرى از اين عبارت ابن مسعود را كه گفت : « قرآن را از پيرايهها خالى كنيد » « 1 » آورده است . او سخنان اين سه دانشمند را مبنا قرار داده و بعضى از روايات را به آن ضميمه كرده و اقوال را به هفت قول رسانده است كه هيچ كدام از آنها دليل روشنى ندارد جز آنچه كه در پايان سخن آورده و آن دستيابى او به پاپيروسى است كه به زبان عربى و يونانى نوشته شده و به سال 22 هجرى مربوط مىشود و نيز نقوشى كه در سال 58 نوشته شده و در نزديكى شهر طايف حجاز به دست آمده است . در اين دو سند ، بعضى از حروف نقطهگذارى اعجام شده است ولى دكتر اسد تصريح كرده است : « هيچ يك از اينها به تنهايى دليل قاطعى بر وجود نقطه قبل از اسلام نيست . »
اين موضوع را دكتر صلاح الدين المنجد نيز بررسى كرده و از پاپيروس مورخ به سال 22 ه و نقش طايف مربوط به سال 58 هجرى ، يارى جسته است . او سعى نموده كه از اخبار و آثار روايت شده مانند سخن ابن جزرى درباره خالى كردن مصاحف از پيرايهها ( كه پيش از اين گذشت ) نتيجهگيرى كند ، تا ثابت نمايد كه نقطهگذارى اعجام از زمان پيامبر اسلام ( ص ) شناخته شده بوده و اينكه مىگويند : مضر بن عاصم و يحيى بن يعمر نقطهگذارى را اختراع كردهاند ، سخن درستى نيست . « 2 »
در صفحات آينده بار ديگر به بحث نقطهگذارى اعجام خواهيم پرداخت . در اينجا كافى است بدانيم كه دانشمندان اتفاق نظر دارند كه روايات تاريخى درباره استعمال نقطهگذارى اعراب در مصاحف - كه اندكى بعد آنها را خواهيم آورد - مورد شك و ترديد
هامش
( 1 ) بنگريد به : مصادر الشعر الجاهلى ، ص 35 - 34 .
( 2 ) بنگريد به : دراسات فى تاريخ الخط العربى ، ص 126 - 125 و درباره بعضى از اين اخبار بنگريد به : سيوطى ، تدريب الراوى شرح تقريب النواوى ، ج 2 ، ص 68 ، 69 ، 71 .