تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
كردن خالى كنيد . و بيهقى گفته است : ظاهر اين است كه ابن مسعود اين معنا را اراده كرده كه قرآن را با كتابهاى ديگر مخلوط نكنيد . » بنابراين ، استدلال كردن با اين خبر بر وجود نقطه در زمان نسخه بردارى از مصاحف ، كافى نيست و مطلب را ثابت نمىكند ، بلكه به نظر مىرسد كه در تجريد و خالى كردن مصحف از تفسير و حديث - و نه نقطه‌گذارى - مطابقت بيشترى با واقعيت دارد . البته اين توجيه ، سخن بعضى از بزرگان را نفى نمىكند كه موقع نقطه‌گذارى مصاحف به گفته ابن مسعود استدلال مىكردند و اين نقطه‌گذارى را چيز زايدى مىدانستند كه بايد قرآن از آن تجريد شود . « 1 » كسى كه اين مسأله را از ديدگاه علماى پيشين بررسى مىكند ، از اين مطلب دچار حيرت مىشود كه ابو عمرو دانى كه خود عقيده دارد كه مصاحف عثمانى از آن جهت از نقطه‌ها و شكلها خالى شد كه بر وسعت لغتها و قرائتها دلالت كند ، همو در كتابهاى متعدد خود اين مطلب را تكرار كرده كه عربها داراى نقطه و شكل نبودند . در كتاب « المحكم » « 2 » مىگويد : « عرب داراى نقطه و شكل نبود و حركات را حروف مىپنداشت ، زيرا اعراب كلمه گاهى با حركت و گاهى با حروف بود و لذا فتحه را الف و كسره را ياء و ضمه را واو تصور مىكرد و اين سه حرف به همان چيزى دلالت مىكرد كه حركات سه گانه ( فتحه و كسره و ضمه ) بر آن دلالت داشت . و از چيزهايى كه ثابت مىكند كه آنها داراى شكل و نقطه نبودند و در هنگام اشتباه ميان دو صورت آنها را با حروف متمايز مىكردند ، اين است كه آنها به كلمه ( عمرو ) واوى اضافه كردند تا با كلمه ( عمر ) مشتبه نشود . » دانى همين فكر را در كتاب ديگرش به نام « الموضح » نيز آورده است و در آنجا وقتى درباره فرق ميان كلماتى كه شبيه همديگرند ، بحث مىكند ، مىگويد : « عرب اهل اعراب و نقطه نبود » « 3 » و علم الدين سخاوى متن سخن دانى را كه در الموضح گفته ، در كتاب خود به
هامش
( 1 ) ابو عبيد از هيثم نقل مىكند ( فضائل القرآن ، لوح 57 ) كه گفت : مغيره به ما خبر داد كه ابراهيم نقطه‌گذارى مصحف را كار ناشايستى مىدانست و مىگفت : قرآن را از پيرايه‌ها خالى كنيد و چيزى با آن نياميزيد . و نيز بنگريد به : دانى : المحكم ، ص 11 . ( 2 ) ص 177 - 176 ( 3 ) ورقه 25 ب .
رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 433 | غانم قدوري الحمد / يعقوب جعفرى