نقطهگذارى اعجام را براى تشخيص حروف مشابه انجام داده ، چه كسى بوده است ؟
نخستين كسى كه از اين موضوع سخن گفته ، استاد « حفنى ناصف » ( متوفى 1918 م ) بود كه در ميان مطالبى كه مطرح كرده ، از جمله گفته است : « 1 » « بسيار بعيد است كه حروف در اول كار به همين صورت كه شبيه يكديگرند وضع شده باشد ، زيرا كه اين امر با حكمت وضع حروف منافات دارد و زيبايى اين اختراع را از بين مىبرد . بنابراين ، يا در ابتدا ، هر حرفى شكلى متفاوت با حروف ديگر داشته و بعدها شكلهاى نزديك به هم و يكى شدهاند و با سهل انگارى كاتبان و در طول زمان ، چند حرف ، شكل واحدى پيدا كردهاند ، و يا بعضى از شكلها براى چند حرف وضع شده ولى براى تشخيص آنها از يكديگر نقطهگذارى شده است . » سپس مىگويد : « نقطهگذارى اعجام پيش از اسلام وجود داشته ولى كاتبان به تدريج در آن مسامحه كارى كردند به گونهاى كه به دست فراموشى سپرده شد و جز چيز اندك و نادرى از آن نماند ، تا اينكه در زمان عبد الملك بن مروان به كاتبان حكومت دستور داده شد كه نقطهگذارى را رعايت كنند . »
در سخن استاد حفنى ناصف اين عبارت جلب توجه مىكند كه « يا هر حرفى شكلى متفاوت با حروف ديگر داشته و بعدها شكلهاى نزديك به هم و يكى شدهاند و با سهل انگارى كاتبان و در طول زمان ، چند حرف ، شكل واحدى پيدا كردهاند . . . » اين همان نكتهاى است كه امروز كارشناسان كتابهاى قديمى ، مشابهت بعضى از حروف را با آن تفسير مىكنند .
دكتر ناصر الدين اسد اين موضوع را به طور گستردهاى مورد بحث قرار داده و دليلهاى
هامش
پيدايش ، از نقطهگذارى اعجام جلوتر بوده است . » او سخن دكتر ناصر الدين اسد را بد فهميده آنجا كه وى درباره نقش پيدا شده در طايف گفته است : « بيشتر حروفى كه در اين نقش احتياج به نقطه دارد ، نقطهگذارى شده و معجم است » در اثر بد فهمى اين عبارت ، چنين اظهار داشته كه ( ص 191 ) در نقش طايف نقطهگذارى اعراب و نقطهگذارى اعجام هر دو آشكار است و اين تعبير دكتر اسد كه گفته : نقطهگذارى شده و معجم است » تعبير دقيقى نيست . در حالى كه با يك نگاه به شكل نقش طايف زحمت سخن گفتن در اين موضوع از ما برداشته مىشود زيرا كه به روشنى آشكار است كه در اين سند تنها نقطهگذارى اعجام وجود دارد .
( 1 ) تاريخ الادب ، ص 70 سخن او را زنجانى هم در تاريخ القرآن ، ص 67 نقل كرده است . و نيز بنگريد : حامد عبد القادر : ص 86 و دكتر عبد العال سالم مكرم : ص 40 .