زيرا در آن صورت شكلها زياد مىشد . »
بعضى از علماى پيشين در اين مسأله چنين اظهار نظر كردهاند كه خالى بودن رسم الخط عثمانى از هر علامتى ناشى از اين بود كه مىخواستند اين رسم الخط با هر نوع قرائت صحيح قابل خواندن باشد . « دانى » در بحث از اولين كسى كه مصحف را نقطه گذارى كرد ، مىگويد : « اينكه مسلمانان صدر اسلام مصحف را از نقطه و شكل پيراسته كردند ، براى اين جهت بود كه خواستند وسعت لغات و قرائاتى كه خداوند استفاده از آن را بر بندگان جايز دانسته ، بر حال خود باقى بماند و هر كس با هر قرائتى كه خواست بخواند و كار به همين منوال بود تا اينكه در ميان مردم عواملى به وجود آمد كه نقطه گذارى و شكل گذارى در مصحف را ضرورى مىكرد . » « 1 » ابن جزرى ( متوفى 833 ه ) نيز همين مطلب را تكرار كرده و گفته است « 2 » : « و چون صحابه اين مصحفها را نوشتند آن را از هر گونه نقطه و شكلى خالى كردند تا آنچه را كه در آخرين عرضه قرآن از طرف پيامبر وجود نداشت در برگيرد . و اينكه مصاحف را از نقطه و شكل خالى كردند براى اين بود كه دلالت يك خط بر دو لفظ منقول و مسموع و تلاوت شده شباهت به دلالت يك لفظ بر دو معناى معقول داشته باشد . » به نظر مىرسد كه ابن جزرى اين فكر را كه بعضى از دانشمندان جديد به او نسبت مىدهند ، از ابن تيميه ( متوفى 728 ه ) گرفته باشد كه تقريبا با همان الفاظ گفته است . ابن تيميه در فتاوى خود مىگويد : « وقتى براى آنها جايز بود كه قرآن را با وجود تنوع حروف در رسم الخط با هفت حرف بخوانند كه همه آنها شافى و كافى بود . اين كار در صورتى كه حروف ، رسم الخط واحدى داشته باشند ولى در تلفظ تنوع پيدا كنند ، به طريق اولى جايز بود . و همين امر از عواملى بود كه سبب شد وقتى براى اولين بار قرآن را نوشتند آن را بدون اعراب و بدون نقطه بنويسند تا رسم حروف احتمال هر دو را بدهد مانند : تا و يا ، و فتحه و ضمه . آنها در واقع هر دو امر را با يك لفظ ضبط مىكردند و دلالت يك خط بر دو لفظ منقول و مسموع و تلاوت شده ، شباهت به دلالت لفظ واحد بر دو معناى منقول و معقول و مفهوم ، دارد و اصحاب پيامبر ( ص ) از لفظ و معناى قرآن آنچه را كه آن حضرت
هامش
( 1 ) المحكم ، ص 3 .
( 2 ) النشر ، ج 1 ، ص 33 .