براى نشان دادن بعضى از حالات تلفظ به كار گرفتند تا تعداد حروف اصلى زياد نشود چون اين علامتها بالا يا پايين حروف يا وصل به آنها نوشته مىشود .
پيش از آنكه به بيان تاريخ اين حركت تكميلى بپردازيم ، به يك قضيه مهم اشاره مىكنيم كه به ابتداى وارد كردن اين علامتها به كتابت عربى ، مربوط مىشود . پيش از اين اشاره كرديم كه بعضى از اين علامتها براى نشان دادن حركات كوتاه مربوط است كه گاهى به آن « نقطه گذارى اعراب » گفته مىشود ، و بعضى ديگر به حروفى كه در يك رمز اشتراك دارند ، مربوط است كه به آن « نقطه گذارى اعجام » گفته مىشود .
در مورد « نقطه گذارى اعراب » بعضى از دانشمندان گذشته و بسيارى از دانشمندان جديد گفتهاند كه آن ، بعد از اسلام پيدا شده است ، « 1 » ولى در مورد نقطه گذارى اعراب با وجود اينكه نگارشهاى عربى عصر جاهلى به طور كلى از آن خالى است ، در عين حال بعضى از علماى پيشين معتقدند كه اين نوع نقطه گذارى قدمت دارد و حتى به زمان وضع حروف بر مىگردد . اين موضوع بار ديگر ميان دانشمندان جديد مطرح گرديد و بعضى از اسناد مكتوب مهمى پيدا شد كه به سالهاى پيش از قرن اول هجرى بر مىگردد و در آنها بعضى از نقطه گذارىهاى مربوط به اعجام بالاى بعضى از حروف مشاهده شد . اين بود كه بعضى از اين دانشمندان با جمعبندى روايات قديم و آنچه كه اين نقوش بر آن دلالت دارد ، به اين نتيجه دست يافتند كه « نقطه گذارى اعجام » قدمت دارد و به عصر جاهلى و يا سالهاى نخستين تاريخ اسلام بر مىگردد .
اينك بر ماست كه در مقام چاره انديشى براى اين مسأله در فهم آن روايات تاريخى احتياط كنيم ، زيرا كه بيشتر آنها مربوط به زمانى است كه هنوز آشنايى تاريخى با اصل تطور حروف ابجد ، وجود نداشت ، علاوه بر اينكه روايات متواترى با آن روايات معارض است . بنابراين به زودى و در همين بحث آن روايات را خواهيم آورد و به نقد آنها خواهيم پرداخت ، به اميد اينكه دلالت نقوش و اسناد مكتوب و رواياتى را كه اعجام حروف را به
هامش
قسمت 1 ، ص 78 .
( 1 ) بنگريد به : ابن عاشر انصارى : ص 52 و نيز : دكتر طاهر احمد مكى : ص 66 .