نيمه دوم قرن اول هجرى مربوط مىداند بررسى كنيم تا موضوع نقطه گذارى اعجام را به طور كلى مورد بحث قرار بدهيم .
پيش از اين به روايتى اشاره شد كه نقطه گذارى اعجام را به « عامر بن جدره » « 1 » نسبت مىداد . قلقشندى پس از نقل اين روايت گفته است : « قضيه اين است كه اعجام حروف همزمان با وضع حروف بوده است و البته روايت شده اولين كسى كه مصحف را نقطه گذارى كرد و ادبيات عربى را وضع نمود ، ابو الاسود دئلى با تلقين أمير المؤمنين على عليه السّلام بود ، ولى ظاهر همان است كه گفتيم ، زيرا بعيد مىنمايد كه با وجود مشابهت شكلها حروف تا زمان نقطه گذارى مصحفها خالى از نقطه باشند . » « 2 »
صاحب كشف الظنون « 3 » مىگويد : « مسلمانان صدر اول قرآن و حديث را دهن به دهن و با تلقين ياد گرفتند و چون اسلام گسترش يافت ، به نقطه گذارى و اعجام حروف مجبور شدند . گفته شده نخستين كسى كه نقطه گذارى كرد ، « مرار يا مرار » بود ، و اولين كسى كه دست به اعجام حروف زد « عامر » بود . و بعضيها گفتهاند كه اين شخص « حجاج » بود و بعضيها گفتهاند كه او « ابو الاسود دوئلى » بود كه با تلقين على عليه السّلام دست به اين كار زد .
ولى ظاهر اين است كه اين دو كار همزمان با پيدايش حروف به وجود آمدهاند ، زيرا بعيد است كه حروف با وجود تشابه صورتى كه ميان آنهاست تا زمان نقطه گذارى مصحفها ، خالى از نقطه باشد . روايت شده كه اصحاب گفتند : مصحف را از هر چيزى حتى نقطهها پيراسته كنيد و اگر در زمان آنها نقطه نبود پيراستن حروف از آن معنا نداشت » .
همچنين از اقوال بعضى از دانشمندان علوم عربى چنين به نظر مىرسد كه آنها عقيده دارند كه نقطه گذارى اعجام همزمان با وضع حروف صورت گرفته است . زجاجى « 4 » مىگويد : « بعضى از حروف در كتابت به يك شكل قرار داده شد ، مانند : يا و تا ، و جيم و حاء و خاء ، و دال و ذال و مانند آنها ، اين حروف را با نقطه گذارى از هم جدا كردند و اين كار براى آنها آسانتر از اين بود كه براى هر كدام از اين حروف شكل ويژهاى قرار بدهند ،
هامش
( 1 ) بنگريد به : فصل مقدماتى .
( 2 ) صبح الاعشى ، ج 3 ، ص 155 .
( 3 ) حاجى خليفه : مجلد 1 ، عمود 712 .
( 4 ) الجمل ، ص 272 و بنگريد به : حمزهء اصفهانى : ص 27 ، 37 و بطلميوس : ص 167 .