رسم الخط عثمانى در واقع نمايانگر واقعيت كتابت عربى در اين دوره است و ويژگيهاى نمايش حروف صامت و حركات در اين دوره را نشان مىدهد ، زيرا روايات متواترى بر اين مطلب تأكيد دارند كه رسم الخط عثمانى خالى از هر نوع علامتى بود كه رموز مشترك ميان چند صوت را از هم مشخص كند و حركات كوتاه هيچ نوع علامتى نداشت و در نتيجه كسانى كه از زمانهاى نخستين - كه شايد به نيمه دوم قرن اول هجرى برسد - به قرائت قرآن اهتمام داشتند ، در مقابل اين وظيفه مهم قرار گرفتند كه رسم الخط عثمانى را تكميل « 1 » كنند و قرائت و ضبط آن را آسان سازند تا مردم به خطا و لغزش در تلاوت قرآن كريم گرفتار نشوند .
ممكن بود نقص ياد شده در كتابت عربى با يكى از وسايل متعدد جبران شود اما تأثيرات حوادث تاريخى و شيوههاى عملى كار سبب شد كه راه معينى از ميان راههاى گوناگون انتخاب شود . اين راهها را دانشمندان علم كتابت در سه راه محصور كردهاند : « 2 » 1 . حروف و رموز جديد و مستقلى وضع شود كه حركات كوتاه و اصوات صامتى را كه در يك رمز با همديگر مشترك هستند ، نشان دهد و آنها هم مانند اصوات و حروف ابجدى قديم استعمال شوند .
2 . يارى گرفتن از علامتهاى خارجى براى نشان دادن حركات كوتاه يا تشخيص حروف مشترك .
3 . در كنار اين كار ممكن بود كه حركات كوتاه با علامتهايى كه به حروف صامت متصل است ، نشان داده شود و يا شكل حرف با توجه به اختلاف نوع حركت تغيير داده شود .
ولى از آنجا كه كتابت به طور كلى به حفظ صورت هجايى كلمات تمايل دارد به طورى كه تغيير اين شكلها حتى اگر جهت هماهنگى به تطور محاورهاى كلمه هم باشد ، امر دشوار
هامش
( 1 ) در اينجا اصطلاح « تكميل » را به كار برديم نه اصطلاحات ديگر را كه در كلام بعضى از پژوهشگران آمده مانند « زيبا سازى » يا « اصلاح » ( بنگريد به : دكتر منجد : ص 125 ) زيرا كه كتابت عربى از يك نقصى در نشان دادن بعضى از اصوات و يا اشتراك بعضى از اصوات در يك رمز ، رنج مىبرند و رفع اين نقيصه را نمىتوان زيبا سازى كتابت عربى و يا اصلاح آن دانست بلكه اين عمل در واقع تكميل آن نقيصهاى بود كه كتابت عربى از آن رنج مىبرد و آن را از كتابت نبطى گرفته بود .
( 2 ) بنگريد به : (Writing , Enclopadia Britannica 1973 , vol . 23 - Gelb ( l . J