مثالهاى اين باب كلمه ( موئلا ) در سوره كهف ( 18 / 58 ) است كه ياء بعد از واو نوشته شده « 1 » و قاعده در تخفيف آن اين است كه همزه ساقط شود و حركت آن كه كسره است به واو متصل گردد و طبق اين قاعده مىبايست چنين نوشته مىشد : ( مولا ) ولى نزديكى كسره به واو و علاقه به اينكه كلمه در حال تخفيف نيز بر وزن خودش باشد ، سبب شده كه تخفيف همزه به اين صورت باشد كه همزه ساقط شود و به جاى آن ياى مكسورى بيايد ، و براى همين است كه ياء بعد از واو رسم شده است .
رابعا : برخى از پديدههاى هجايى مربوط به همزه
آنچه گفته شد مهمترين عواملى بود كه بر تعدد صورتهاى هجايى بعضى از كلمات مهموز و رسم بعضى از آنها به شكل خاص ، كمك مىكرد . در كنار آن پديدههاى ديگرى وجود دارد كه مربوط به كلمات معين و يا مجموعهاى از كلمات است كه تحت هيچ يك از ابواب گذشته مندرج نمىشود و انتظار مىرود كه در آينده راجع به آنها بحث شود تا تفسير درستى براى آنها پيدا شود و آنها را نيز در تاريخ همزه و رسم آن در جايگاه خاص خود قرار بدهد .
1 . از جملهء اين كلمات كلمه ( شئ ) مىباشد كه در سورهء كهف ( 18 / 23 ) با الف نوشته شده به اين شكل : « و لا تقولنّ لشاى » ، « 2 » علت اثبات اين الف روشن نيست و توجيهات و اقوال دانشمندان سلف در اين باره ، چيزى را به دست نمىدهد ، مثلا گفتهاند : الف علامت فتحهء شين است . « 3 » يا گفتهاند : الف براى فرق گذارى و يا تقويت اضافه شده است . « 4 » اينها تفسيرهاى قابل قبول و قانع كنندهاى نيست ولى نبايد تصور كرد كه در رسم اين كلمه اشتباه شده است ، چون على رغم اينكه اين پديده طبق روايات پيشوايان رسم در يك جا از مصحف آمده ، مىبينيم كه اين هجاء براى اين كلمه در قرن اول رسم شايعى بوده است به طورى كه روايات و متون بر آن دلالت مىكند . محمد بن عيسى اصفهانى روايت كرده كه
هامش
( 1 ) دانى : المقنع ، ص 43 .
( 2 ) دانى : المقنع ، ص 42 و ما رغنى ، ص 245 .
( 3 ) جعبرى : برگ 196 الف .
( 4 ) تنسى : برگ 72 ب .