تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 392

مساهمون:

ص٣٩٢
سكون ياء بدون الف خوانده‌اند ، « 1 » حتى ابن خالويه اين قرائت را به عموم اهل مكه نسبت داده است « 2 » و در اين صورت بعيد نيست بگوييم كه رسم اين كلمات مطابق همين قرائت بوده است . « 3 » نبايد به اين تفسير ، با حذف الف در ( استيسوا و استيس ) اعتراض كرد چون اين كلمه به سبب دخول زوايد بر آنها طولانى گشته‌اند و اين مجوّز عدم اثبات الف در هجاى آنها شده و در عين حال از نظر كسى كه همزه را با تخفيف مىخواند ، الف در تلفظ ثابت است ، با توجه به اينكه اين دو كلمه در بعضى از مصاحف مانند بقيّه مثالهاى اين پديده با الف نوشته شده است . « 4 » از مثالهاى ديگر اين پديده كلمات ( الرءيا ، رءياك ، رؤيى ) مىباشد كه در همه جاى قرآن با ياء نوشته شده است ، « 5 » ولى قاعده در تخفيف همزه ساكن اين است كه ساقط شود و حركت كوتاه قبل از آن به حركت بلند تبديل گردد . بنابراين ، قاعده در رسم كلمهء ( رءيا ) اين است كه با واو ( رويا ) نوشته شود ، مانند ( البوس ، السول ) چون همزه در تخفيف تبديل به ضمهء بلند مىشود ، ولى با اين وجود در مصحف بدون واو نوشته شده چون وقتى همزه حذف شد و ضمهء بلندى آمد كه بعد از آن ياء قرار گرفته است ، به ياى مشدّد تغيير حالت دادند . « 6 » قرائت اين كلمات از ابو جعفر با ادغام و ضمه ياء ( الرّيّا ) نقل شده است . « 7 » و فرّاء نقل كرده كه كسايى از يك اعرابى شنيده است كه مىگفت : ( ان كنتم للريا تعبرون ) . « 8 » و از جمله
هامش
( 1 ) ابن مجاهد : ص 350 و دانى : التيسير ، ص 130 و دمياطى : ص 58 . ( 2 ) ابن خالويه : المختصر ، ص 95 . ( 3 ) جعبرى : برگ 114 ب و تنسى ، برگ 72 الف و ابن يعيش ، ج 10 ، ص 63 او در آنجا گفته است گروهى از اهل حجاز حروف عله را در مضارع باب افتعال به جهت تخفيف به الف قلب كرده‌اند خواه واو باشد يا ياء هر چند كه ساكن باشد . آنها مىگويند : ( ياتعد ، ياتزن ) و بعضى از آنها در ييأس گفته‌اند : يايس و در يوجل گفته‌اند : ياجبل . بنابراين بايد آن را يك لغت حكايت شدهء از عرب دانست همان گونه كه قرائت آن نيز از قرّاء روايت شده است . ( 4 ) بنگريد به : مارغنى : ص 248 . ( 5 ) مهدوى : ص 110 و دانى : المقنع ، ص 36 . ( 6 ) فراء : معانى القرآن ، ج 2 ، ص 35 . ( 7 ) بنگريد به : دكتر عبد الصبور شاهين : القراءات القرآنيه ، ص 138 . ( 8 ) فرّاء : معانى القرآن ، ج 2 ، ص 36 .