اين كلمه را در مصحف عبد اللّهبن مسعود در همه جاى قرآن با الف ( شاى ) ديده است ، « 1 » و مىبينيم كه رسم اين كلمه در مصحف تاشكند در يازده مورد به همين شكل است . « 2 » فقط اينها نيست ، بلكه در بردههاى قرن اول هجرى اين پديده آشكار است ، مثلا در بردهاى به تاريخ 91 هجرى در دو مورد كلمه ( شئ ) به شكل ( شاى ) آمده است . « 3 » همهء اينها دلالت مىكند كه اين شكل هجايى كلمه ميان كاتبان شايع بوده است و اين نمونه كه در رسم عثمانى آمده چيزى جز تعبير از يك واقعيت در رسم اين كلمه نبوده است و اگر اكنون ما نمىتوانيم براى آن تفسير و توجيهى پيدا كنيم ، « 4 » كافى است كه فقط آن را بپذيريم .
2 . مانند زيادت الف در ( شئ ) اثبات آن در فعل مجهول ( جاء ) است . دانى ذكر مىكند كه در مصاحف بلاد خود ( منظور بلاد اندلس است ) كه طبق مصاحف اهل مدينه رسم شده ، چنين ديده است : « و جاى بالنبين » ( زمر 39 / 69 ) و « جاى يومئذ بجهنم » ( فجر 89 / 23 ) كه ميان جيم و ياء الف زايدهاى قرار دارد . « 5 » همچنين هجاى فعل ( جاء ) بر حسب روايت كسايى و ابو حاتم غريب مىنمايد چون كسايى گفته است كه در مصحف ابى بن كعب و ابو حاتم در مصحف اهل مكه ديدهاند كه ( جاء ) به شكل ( جيأ ) و ( جاءتهم ) به شكل ( جيأتهم ) بوده است ، و دانى گفته كه اين دو كلمه مطابق با اصل نوشته شده . « 6 » وقتى بيان كردن ريشهء ( جاى ) آسان نيست ، تعليل در رسم ( جيأ ) به اينكه مطابق با اصل نوشته شده ، احتمال بيشترى دارد ولى بر اين اساس كه اين كلمه در زمان قديم چنين تلفظ مىشد :
( جيأ ) بر وزن ( فعل ) و اينكه اين شكل نمايندهء همين تلفظ قديم است نه اينكه بگوييم كسانى كه اين شكل را رسم كردهاند آن را ( جاء ) تلفظ مىكردند و ( جيأ ) مىنوشتند . ظهور اين شكل در مصاحف اهل مكه دليل آن نمىشود كه آنها در عصر نسخه بردارى مصاحف
هامش
( 1 ) دانى : المقنع ، ص 42 و المحكم ، ص 174 .
( 2 ) در ( 4 / 4 ، 6 / 38 و 91 و 93 ، 11 / 57 و 101 ، 16 / 35 و 75 و 89 ، 18 / 70 ، 20 / 50
( 3 ) بنگريد به : دكتر عبد العزيز دالى : ص 193 .
( 4 ) پيشتر ديديم كه تخفيف همزه متحرك پس از ياى ساكن در ( ييأس ) با اثبات الف قبل از ياء ( يايس ) بود آيا مىتوانيم اثبات الف در ( شاى ) را چنين تعليل كنيم كه تخفيف آن مثل تخفيف ( ييأس ) با اثبات فتحهء بلند پيش از ياء ( شاى ) است . با اينكه من روايتى را نديدم كه اشاره كند بر اينكه اين كلمه چنين تخفيفى يافته است .
( 5 ) المحكم ، ص 174 .
( 6 ) المقنع ، ص 66 و بنگريد به : مهدوى : ص 89 .