چنين تلفظ مىكردند و كاتبان در رسم آن تحت تأثير اين تلفظ قرار گرفتهاند ، بلكه صورت اين هجاء اگر تفسير و توجيه مزبور درست باشد به قبل از اسلام و سالهاى دور بر مىگردد .
3 . از پديدههايى كه در نوشتن همزه در رسم عثمانى قابل توجه است ، اين روايت دربارهء حذف علامت جايگزين همزهء ميانى پس از فتحهء بلند است ، خواه اين علامت واو باشد و يا ياء . حذف اين علامت در بعضى از مصاحف همراه با حذف علامت الف كه نمايندهء فتحهء بلند پيش از همزه است ، مىباشد . روايت شده كه اين حذف در كلمهء ( اولياء ) در پنج مورد انجام گرفته است : بقره ( 2 / 257 ) « اوليهم الطاغوت » و انعام ( 6 / 128 ) « و قال اوليهم » و در همان سوره ( آيه 121 ) « الى اوليهم » و در احزاب ( 33 / 6 ) « الى اوليكم » و فصلت ( 41 / 31 ) « نحن اوليكم » « 1 » اين كلمات در اين موارد بدون واو و ياء و الف نوشته شده است . همچنين است كلمه ( جزاؤه ) در سورهء يوسف ( 12 / 74 و 75 ) « فما جزاؤه ان كنتم كذبين . قالوا جزاؤه من وجد فى رحله فهو جزاؤه » كه در اين آيه در هر سه مورد ( جزاه ) با حذف واو نوشته شده است . « 2 »
دانى اين پديده را چنين تعليل كرده : « 3 » « حذف الف براى اين است كه الف ميانى و زايد است چون الف براى بناست و نه چيز ديگر . و اما حذف صورت همزه براى اين است كه همزه حرفى است كه به خود قائم است و نيازى به صورت ندارد » و نيز مىگويد : « 4 » « منظور از حذف صورت همزه در اينجا و نظاير آن ، آشكار خواندن همزه است چون در اين حالت از صورت بىنياز است و حرفى كه در حال تخفيف به آن تبديل شود وجود ندارد . » اين تعليل دانى به طورى كه معلوم است مطابق با عقيدهء او در اصل علامت همزه است و همزه نزد او حرفى از حروف معجم مىباشد « همان گونه كه حروف ديگر محلى از سطر را اشغال مىكنند ، همزه نيز بايد چنين باشد و براى آن در كتابت صورتى در نظر گرفته شود » « 5 » ولى از آنجا كه همزه علامت خاصى در كتابت ندارد ، علامتهاى حركات بلند
هامش
( 1 ) دانى : المقنع ، ص 37 و المحكم ، ص 184 و بنگريد به : ابن وثيق اندلسى : لوح 14 و ما رغنى : ص 220 .
( 2 ) المقنع ، ص 37 و ابن وثيق اندلسى ، لوح 14 و ما رغنى : ص 220 .
( 3 ) المحكم ، ص 184 .
( 4 ) المقنع ، ص 37 .
( 5 ) المحكم ، ص 109 .