دو مثال آخر ، ما را به سخن گفتن دربارهء كلمه ( مائة و مائتين ) منتقل مىكند چون همزه در آن به صورت دوگانه و به شكل الف و ياء نوشته شده است . « 1 » شايد اصل هجاى كلمه با الف بوده به اين صورت : ( مأه ) و اين نزد كسانى است كه همزه را با تحقيق مىخوانند و پس از آنكه صورت رسم كلمه از محيطى كه همزه را با تحقيق مىخوانند به محيط حجاز كه با تخفيف مىخوانند ، منتقل شد ، ياء را بر آن افزودند و كاتبان صورت كلمه را با حذف الف و اثبات علامت جديد تغيير ندادند ، بلكه آن را در كنار الف نوشتند و كلمه به اين صورت درآمد . اين گمان را كه اصل كلمه ( مأه ) بوده ، سخن شيخ اثير الدين ابو حيان تأييد مىكند كه گفته اين كلمه را به خط بعضى از نحوىها ( مأه ) ديده است كه داراى الف است و علامت همزه روى آن قرار گرفته و ياء ندارد . او سپس گفته است : من در بسيارى از اوقات اين كلمه را بدون الف و به شكل ( مئه ) مىنويسم همان گونه كه ( فئه ) به اين شكل نوشته مىشود ، زيرا كتابت كلمه با الف و به شكل ( مأه ) خارج از قياس است . آنچه او اختيار كرده است كه اين كلمه با الف و نه با ياء نوشته شود مطابق با وجه تسهيل و تخفيف همزه مىباشد . « 2 » آنچه اين مطلب را تأييد مىكند اين است كه اين كلمه در يكى از نقوش نبطى با الف و بدون ياء نوشته شده به اين شكل : ( ماه ) « 3 » و از آنجا كه همزه در ( مئه ) مفتوح است و پس از كسره واقع شده ، سقوط همزه در حال تخفيف به اين منجر مىشود كه فتحهء آن با كسرهء حرف سابق به هم برسند و از اين التقاء پس از تعويض محل همزه ، ياى خالصى به وجود آيد كه كاتبان علامت آن را در كنار الف اثبات كردهاند . بنابراين ، هجاى كلمه چنين مىشود : ( مايه ) و همزه با دو علامت رسم مىشود .
اين تفسير براى رسم همزه در اين كلمه به صورت الف و ياء ، سخن بسيارى از دانشمندان علوم عربى را دربارهء افزايش الف در اين كلمه و اختلاف آنها در سبب اين افزايش ، تصحيح مىكند . دانى ذكر كرده كه افزايش الف در ( مائة ) به خاطر يكى از دو علت بوده : « 4 » يا براى فرق گذارى ميان ( مئه ) و ( منه ) چون صورت آنها شبيه هم است و اين
هامش
( 1 ) بنگريد به : دانى : المقنع ، ص 42 .
( 2 ) بنگريد به : قلقشندى : ج 3 ، ص 180 .
( 3 ) بنگريد به : دكتر جواد على : ج 7 ، ص 296 .
( 4 ) بنگريد به : المحكم ، ص 175 .