بود كه اين همزهها به سبب عواملى كه گفته شده ، حالت ميانى پيدا مىكند .
پيش از اين گفتيم كه همزه در كتابت عربى به دو روش رسم مىشود : يكى اينكه به صورت الف نوشته شود هر حركتى داشته باشد و يا در هر مكانى از كلمه قرار بگيرد ، اين نزد كسانى است كه همزه را در هر حالتى مىخوانند چون الف در اصل علامت همزه است . دوم اينكه فقط در اول كلمه به صورت الف نوشته شود و در جاهاى ديگر كلمه به حسب تخفيفى كه در آن داده مىشود نوشته شود ، و اين نزد كسانى است كه همزه را جز در اول كلمه نمىخوانند و همزهاى كه در اول كلمه واقع شده نيز گاهى در معرض تخفيف قرار مىگيرد .
پيش از اين رواياتى را نقل كرديم كه دلالت داشت بر اينكه همزه در مصاحف ابن مسعود در كوفه در همه جا با الف نوشته شده بود و اين عقيدهء گروهى از عربها در كتابت همزه بود . « 1 » و از آنجا كه شهر كوفه همواره با قبايل شرقى و وسطى جزيرة العرب ارتباط داشت و به حيره كه مركز كتابت عربى پيش از اسلام بود ، نزديك بود ، لذا احتمال دارد كه رسم همزه پيش از اسلام در اين محيطها طبق لهجه كسانى انجام گرفته كه همزه را با تحقيق مىخواندند ، يعنى همزه در هر حالتى به شكل الف نوشته مىشد ، سپس كوفه در آغاز كار اين روش را در رسم همزه به ارث برد .
از آنجا كه روايات تاريخى تقريبا اجماع دارد بر اينكه كتابت عربى يك يا دو قرن قبل از اسلام از شهر انبار و حيره در عراق به شهرهاى حجاز منتقل شده است ، لذا صورتهاى هجايى كلمات مهموز كه نماينده قرائت بر اساس تحقيق كلمه بود و هميشه با الف نوشته مىشد ، در حال انتقال اين صورتها را رها كرده و از تلفظ اهل حجاز در تخفيف همزه پيروى نموده است ، و به نظر مىرسد كه يك قرن يا دو قرن براى از بين رفتن صورتهاى هجايى كلمات مهموز كافى نبوده و لذا بقايايى از آن در غير اول كلمات باقى مانده و گاهى هم علامت تلفظ جديد در كنار تلفظ قديمى ثبت شده است . اگر آنچه گفتيم صحيح باشد ، انتقال كتابت از محيطى كه همزه را تحقيق مىكردند و در همه جاى كلمه به شكل الف
هامش
( 1 ) بنگريد به : فراء : معانى القرآن ، ج 2 ، ص 134 ، 220 و ج 3 ، ص 36 و نيز بنگريد : ابن جنى : سرّ صناعة الاعراب ، ج 1 ، ص 47 - 46 .