مىنوشتند ، به محيطى كه همزه را تخفيف مىدادند و در غير اول كلمه آن را مطابق با تسهيل و تخفيف مىنوشتند ، عامل مهمى در تعدد صورتهاى هجايى كلمات مهموز و حفظ هجاى بعضى از آنها بوده و شايد به همين جهت باشد كه همزه را در بعضى از كلمات به دو صورت مىنويسند .
رسم عثمانى مثالهاى بسيارى را از اين عامل كه براى تعدد رسم كلمات مهموز گفتيم به دست مىدهد . دانى ذكر مىكند كه مصاحف اتفاق دارند بر اينكه ( وهيئ لنا ) و ( يهيىء لكم ) در سوره كهف ( 18 / 10 و 16 ) و
مَكْرَ السَّيِّئِ
و
الْمَكْرُ السَّيِّئُ
در سوره فاطر ( 35 / 43 ) با دو ياء نوشته شده جز اينكه ابو حاتم حكايت مىكند كه در بعضى از مصاحف « و هيأ لنا و يهيأ لكم » را با الف كه صورت همزه مىباشد ، ديده است . « 1 »
همچنين در هر كجا از قرآن كه كلمه ( راى ) آمده مانند : « راكوكبا » و « راايديهم » و « فلما راه » و « فلما راالقمر » و « را الشمس » و مانند آنها ، خواه پس از لام الفعل ساكن باشد و خواه متحرك ، در تمام مصاحف با يك الف نوشته شده ، جز در دو مورد كه عبارتند از : ( نجم 53 / 11 و 18 ) ( ما راى ) و
لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى
كه در اين دو مورد مصاحف شهرها متفق هستند كه پس از الف يايى را رسم كنند كه علامت فتحه بلند است . و مانند ( راى ) كلمهء ( السوأى ) مىباشد .
به نظر مىرسد آنچه كه با راء و الف ( را ) نوشته شده ، نمايندهء تلفظ جديد است چون همزه ( رأى ) در حال تخفيف ساقط مىشود و فتحهء راء با فتحهء بلندى كه لام الفعل است به هم مىرسند . حتى اگر اين فتحهء كوتاه پيش از فتحهء بلند از طريق تغيير آهنگ و يا باز كردن دهان حفظ شود و تبديل به فتحه بلند گردد ، باز كاتب جز يك الف رسم نمىكند و اما نوشتن اين كلمه با الف و ياء ( راى ) اشاره دارد به رسم قديمى كلمه نزد كسانى كه همزه را با تحقيق مىخوانند ، و علامت الف اشاره به همزه و علامت ياء اشاره به فتحهء بلند آخر كلمه دارد . و مىتوانيم رمز اثبات الف در كلمهء ( السوأ ) را نيز به همين ترتيب بفهميم . رسم كلمهء « تراء الجمعان » در سوره شعراء ( 26 / 61 ) نيز مانند رسم كلمه ( را ) است كه رسم قديمى تغيير يافته و تلفظ جديد رعايت شده است و با يك الف پس از راء نوشته شده
هامش
( 1 ) بنگريد به : المقنع ، ص 51 .