تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
نازل شده فراموش مىشود . جعبرى مىگويد : همهء اهل مدينه چنين قرائتى ندارند ، بلكه يزيد و قالون در يكى از دو وجه چنين خوانده‌اند و شامى نيز به آنها ضميمه مىشود . روح نيز باورش و قالون در وجه ديگر و ابو عمرو همراه است و اينكه گفته است : با مصاحف مخالف است و كسى حق ندارد . . . ، مطلب درستى نيست ، زيرا كه اين مخالفتى است كه با رسم مصحف موافق است و اگر اين قرائت را خارج از مصحف بدانيم بايد قارى ( الصراط ) با سين نيز چنين باشد . دمياطى گفته است كسى كه اين كلمه را با ياء مىخواند ضمير را به خداوند بر مىگرداند و معناى آيه چنين است كه : تا خداوند آنچه را كه از من خواستى به تو عطا كند ، چون عطا بخش حقيقى اوست . و كسى كه اين كلمه را با همزه قرائت مىكند ، آن را ضمير متكلم قرار مىدهد و منظور فرشته است كه عطا را به صورت مجازى به خودش نسبت مىدهد . و احتمال دارد كه قبل از اين كلمه چيزى حذف شده باشد و تقدير چنين باشد : « قال لأهب » « 1 » ولى آنچه پس از تأمل در محل همزه در ( لأهب ) و قرار دادن آن در كنار مثالهاى سابق به دست مىآيد ، اين است كه احتمال قرائت آن مطابق با روش تخفيف ، احتمال قوى است و اين همزه بعد از تخفيف ، ياى خالص مىگردد . و از اينجاست كه من ترجيح مىدهم كه در هر دو قرائت ، اسناد يكى است و نيازى به تأويل و تقدير ندارد و اينكه ياء در قرائت كسى كه با ياء خوانده ضمير غايب نيست بلكه همان همزه متكلم در اول فعل مضارع است كه به جهت تخفيف تبديل به ياء شده است . و سخن جعبرى اين مطلب را تأييد مىكند كه گفت : فرق ميان دو قرائت مانند فرق ميان سين و صاد در كلمه ( الصراط ) است . « 2 » و بنابر آنچه گفته شد ، اين روايت كه ( لأهب ) را به صورت ( لأيهب ) رسم كرده‌اند ، قابل قبول به نظر مىرسد ، بخصوص اينكه شيرازى نقل كرده كه با ياء ( ليهب ) نوشته شده است . و اما چيزهايى كه از عربها دربارهء تخفيف همزهء آغازينى كه با وجود حرف زايد تبديل به همزهء ميانى شده است ، نقل گرديده ، يكى كلمهء ( اب ) است . در اين كلمه با همزه‌اى كه در اول كلمه است مانند همزهء ميانى رفتار شده و تخفيف يافته است و در رسم آن به جاى
هامش
( 1 ) بنگريد به : اتحاف فضلاء البشر ، ص 298 . ( 2 ) بنگريد به : ما رغنى ، ص 250 - 249 .