بأييم اللّه ) با دو ياء نوشته شده است « 1 » و دانى گفته است كه در بعضى از مصاحف اهل عراق چنين ديده است : ( بايية - باييت - باييتنا ) در همه با دو ياء رسم شده البته هر جا كه بعد از باء واقع شده است . و اين مطابق با اصل قبل از اعتلال است و در بعضى از موارد با يك ياء نوشته شده كه مطابق با تلفظ است و اين بيشتر است . « 2 »
بعضى از علماى رسم خواستهاند كلمات ( باييكم و فبأيى و باييم ) را از جملهء مثالهاى اين پديده خارج كنند و گفتهاند كه ياء در دو مثال اول زايد نيست بلكه به جهت رعايت اصل است ، چون حرف مشدّد در حقيقت دو حرف است . هر چند كه اين اصل در اكثر موارد ترك شده است ، ولى در بعضى از موارد به آن اشاره كردهاند . « 3 » و اما كلمه ( ايام ) لبيب نقل كرده كه ابو داود سليمان بن نجاح در كتاب « التبيين » گفته است كه اين كلمه را به شكل ( اييم ) نوشتهاند و ياء را به جاى الف قرار دادهاند ، « 4 » همان گونه كه در ( تقيه و هديهم و موليكم ) و مانند آن چنين كردهاند . ولى به نظر مىرسد كه اين سه كلمه داخل در مثالهاى
هامش
( 1 ) بنگريد به : مهدوى ، ص 102 و دانى : المقنع ، ص 94 اين كلمه در مصحف مطبوع نيز همين طور رسم شده و در مصحف خطى نجف نيز به اين شكل است .
( 2 ) بنگريد به : المقنع ، ص 50 و شيرازى ، لوح 15 و ابن قاصح ، ص 67 . اين مطلب كه علماى رسم به صورت خلاصه آن را بيان مىكنند نشان دهندهء پديدهاى است كه در مصاحف خطى كه من ديدهام شايع است ، مثلا در مصحف جامع عمرو عاص كلمه ( باية ) بابا و دو ياء رسم شده ( بايية ) در اين سورهها : انعام ( 6 / 35 ) و انبياء ( 21 / 5 ) و شعراء ( 26 / 154 ) جمع اين كلمه نيز با دو ياء آمده ( باييت ، باييتنا ) در اين سورهها : آل عمران ( 3 / 199 ) و نساء ( 4 / 56 ) و مائده ( 5 / 86 ) و انعام ( 6 / 21 ، 27 ، 35 ، 39 ، 49 ) و توبه ( 9 / 9 ) و يونس ( 10 / 70 ، 73 ، 75 ) و هود ( 11 / 59 ) و انبياء ( 21 / 77 ) و مؤمنون ( 23 / 45 ) و فرقان ( 25 / 53 ) و شعراء ( 26 / 15 ) و عنكبوت ( 29 / 47 و 49 ) و روم ( 30 / 16 و 53 ) و لقمان ( 31 / 32 ) و سجده ( 41 / 15 ، 24 ، 22 ) مواضع ديگرى هم وجود دارد كه به همين صورت رسم شده است . همين پديده را در مصحف نجف نيز مىبينيم ( بايية ) در سوره انبياء ( 21 / 5 ) و ( باييتنا ) در سوره ابراهيم ( 14 / 5 ) . در مصحف تاشكند مثالهاى بسيارى براى اين پديده وجود دارد چه در حال جمع و چه در حال افراد . كلمه ( بايية ) را در پنج مورد يافتم ولى كلمههاى ( باييت و باييته و باييتنا و بايتى ) را در بيست و پنج مورد يافتم ولى ملاحظه مىشود كه در بعضى از مثالها كه صيغه جمع دارد ، در اول كلمه حرف باء نيست و ما قبل آن مكسور نمىباشد ، مانند آل عمران ( 3 / 58 و 101 و 108 ) و انعام ( 6 / 68 و 158 ) و اعراف ( 7 / 26 ) ممكن است اين پديده را چنين تعليل كنيم كه دست كاتبان عادت داشته كه اين كلمه را در مواردى كه پيش از همزه كسرهاى باشد ، با دو ياء بنويسند . طبق اين عادت در جاى ديگر هم با دو ياء نوشتهاند و ملاحظه نكردهاند كه ياء در نتيجه وجود كسره و تخفيف همزه به ياء به وجود آمده است و از اينجاست كه در مواردى هم كه ما قبل آن كسره نبوده ، با دو ياء نوشته شده است .
( 3 ) بنگريد به : تنسى ، برگ 84 ب .
( 4 ) بنگريد به : الدرة الصقيله ، برگ 37 ب .