تاشكند به شكل ( افين ) يعنى بدون الف است . البته اگر قرائت بر اساس تحقيق همزه باشد ، بدون شك ياء زايد خواهد بود چون ياء بنابر قرائت بر اساس تخفيف همزه نوشته شده است .
از دانشمندان پيشين بعضى از تعليلها در بيان علت اثبات ياء در اين كلمات بخصوص كلمه ( باييد ) روايت شده است . زركشى نقل كرده كه ابو العباس مراكشى زيادت ياء را به خاطر يك خاصيت ملكوتى باطنى مىداند و دربارهء كلمهء ( باييد ) گفته است : « علت اينكه ( باييد ) با دو ياء نوشته شده اين است كه فرق باشد ميان كلمه ( ايد ) كه به معناى قوه است و كلمهء ( ايدى ) كه جمع يد است ، و شك نيست كه قوه و نيرويى كه خداوند به وسيله آن آسمان را بنا كرد ، از لحاظ وجودى از ايدى سزاوارتر به ثبوت است و لذا ياء بر آن افزوده شد تا اين لفظ به معناى روشنترى در ادراك ملكوتى وجود اختصاص يابد » « 1 » .
تعليل نزديكتر و بهترى از تعليل مراكشى كه سراسر خيال است ، روايت شده و آن اينكه ياى دوم همان عين الفعل كلمه است و الف و ياى اوّل با هم به صورت همزه است چون هم با تحقيق و هم با تسهيل خوانده مىشود ، الف براى تحقيق و ياء براى تسهيل است . « 2 »
ولى روشنترين و واضحترين چيزى كه در اين زمينه از اقوال دانشمندان پيشين گفته شده ، همان چيزى است كه ابو العباس احمد بن عمار مهدوى گفته است و آن اينكه « 3 » : « علت زيادت ياء در ( باييد ) و ( باييكم ) - و خدا داناتر است - اين است كسى كه روش او تخفيف همزه است همزه را قلب به ياء خالص مىكند چون همزه مفتوح و ما قبل آن مكسور است و بنابراين لازم است كه يايى رسم شود ، ولى بنابر روش كسى كه همزه را مىخواند الفى رسم شود ، گويا كه اين دو كلمه مطابق با هر دو روش رسم شده است و هر يك از اين دو كلمه با دو علامت يكى براى تحقيق همزه و ديگرى براى تخفيف آن نوشته شده است » اين سخن مهدوى در تفسير اين پديده قابل خدشه نيست ، جز اينكه او معتقد است كه كاتبان در اثبات دو علامت در هر كلمه ، به دو نوع تلفظ توجه دارند ، اين سخن از عدم
هامش
( 1 ) البرهان ، ج 1 ، ص 387 و نيز بنگريد به : تنسى : برگ 80 ب .
( 2 ) بنگريد به : تنسى : برگ 81 الف .
( 3 ) هجاء مصاحف الامصار ، ص 98 .