اين پديده است و علماى سلف چنين تعليلهايى را براى اثبات ياء آوردهاند تا تفسير قابل قبولى ارائه كنند و آنها در ربط دادن مثالهاى متعدد اين پديده به يك تفسير و تعليل موفق نشدهاند .
دقت در محل همزه در اين مثالها و حركات اطراف آن رمز اثبات ياء پس از الف را به ما مىفهماند . در تمام اين مثالها بجز يك مثال ( افاين ) پيش از همزه باى جرّ آمده و خود آن هم مكسور است و پس از باء همزه قرار گرفته كه در ( بأييد - بأييكم - فبأيى - بأييم ) فتحه كوتاه و در ( بايية - باييت ) فتحهء بلند دارد . دخول باء در اين مثالها باعث شده كه همزه به حالت همزهء ميانى درآيد و لذا به آن مثل همزهء ميانى مفتوح پس از كسره تخفيف داده شده است ، مانند : ( فئة - رئاء ) و در نتيجه همزه در تلفظ ساقط شده و ياى خالص جانشين آن شده است و كاتبان علامت همزه را پس از سقوط آن حذف نكردهاند تا ياء را كه جانشين آن در حال تخفيف است به جاى همزه بنويسند بلكه به افزايش علامت ياء اكتفا نمودهاند بدون آنكه الف را حذف كنند ، و از اينجاست كه همزه ظاهر شد و گويا با دو علامت نوشته شده است . « 1 »
و اما كلمهء ( أفاين ) با اينكه حرف فاء همزه را در محكم همزهء ميانى قرار داده و مفتوح است ولى خود همزه مكسور مىباشد و چون همزه ساقط شد ، فتحهء فاء و كسرهء همزه به يكديگر رسيدند و آن حالتى به وجود آمد كه همزه در حال تخفيف دارد ، مانند ( سئم ) كه ياى ضعيفى جايگزين آن مىشود و از اين رو در ( أفاين ) يايى رسم شده همان گونه كه در ( سئم ) رسم مىشود . ولى كاتبان الف را كه علامت همزه پيش از ميانى شدن آن است حذف نكردند همان گونه كه در مثالهاى ديگر اين پديده حذف نكردند .
دانى به طورى كه پيشتر از او نقل كرديم معتقد است كه اثبات دو ياء در ( بايية ) و جمع آن مطابق با اصل پيش از اعتلال است چون علما عربى عقيده دارند كه اصل كلمه ( ءاية ) از
هامش
( 1 ) دكتر منجّد در كتاب دراسات فى تاريخ الخط ، ص 57 اشتباه كرده آنجا كه دربارهء رسم كلمهء ( باية ) در سوره رعد ( 13 / 38 ) كه در يكى از مصاحف خطى محفوظ در موزهء آثار اسلامى در استانبول با دو ياء نوشته شده ، سخن گفته و افزوده است :
« ملاحظه كنيد ورود كلمه ( بايته ) را كه در مصحف ( باية ) آمده است ، اشتباه او اين است كه خط مجرد از نقطه گذارى و اعراب بوده و او ( باياته ) خوانده و به اصل پديده توجه نكرده است .