تلفظ جديد ، كار آسانى نبود و بنابراين ، كاتبان كارى نكردند جز اينكه صورت تلفظ جديد را اثبات كردند بدون اينكه رسمى را كه به تلفظ قديمى كلمه مربوط است تغيير بدهند كه همان حالت تحقيق بود . پس واوى را پس از الف اضافه كردند تا به واو ضعيفى كه از سقوط همزه متولد شده است ، دلالت كند . همين حالت در ( لأوصلبنكم ) هم وجود دارد .
پس از آنكه لام قسم به فعل افزوده شد ، همزه حكم همزهء وسطى مضموم پس از فتحه را پيدا كرد و تمام آنچه كه در ( ساوريكم ) ديديم ، در آن نيز اتفاق افتاد .
دانشمندان علوم عربى مثال ديگرى براى اين پديده در غير رسم عثمانى ذكر كردهاند و آن كلمه ( اخى ) در ( يا أخىّ ) است كه تصغير كلمه ( اخى ) مىباشد . در روايت تصريح شده است كه بعضى از كاتبان در اين كلمه واوى پس از الف اثبات مىكنند ، و كلمه با حرف ندا چنين نوشته مىشود : ( يأوخىّ ) « 1 » اين واو همان است كه از همزه پس از تخفيف آن جايگزين شده است ، و تخفيف به جهت اتصال به حرف نداست كه همزه را تبديل به همزهء ميانى كرده است ، همان چيزى كه بر همزه در كلمه ( اولياء ) عارض مىشود ، و اين هنگامى است كه مضموم باشد و ضمير ( هم ) به آن متصل گردد كه در اين حالت به صورت واو نوشته مىشود : ( اولياؤهم ) . ولى نمىدانيم كه آيا الف موجود در ( يأوخى ) همان علامت همزه در ( أخى ) است و الف فتحه بلند كه مربوط به حرف نداست حذف شده همان گونه كه در ( يأيها ) حذف مىشود ؟ و يا الف نوشته شده همان الف ( يا ) است و الفى كه دلالت بر همزه مىكند حذف شده است ؟ چون پس از آنكه همزه حكم همزهء ميانى بعد از فتحه بلند را پيدا كرده ، در تلفظ حذف شده است . و در هر دو حالت ( با اينكه احتمال اوّل را ترجيح مىدهيم ) اين مثال بر مطلبى كه در ( سأوريكم ) گفتيم ، تأكيد دارد و آن اينكه همزه آغازين كلمه وقتى به سبب اتصال به حروف زايد حكم همزه ميانى را پيدا كرد ، تخفيف مىيابد ، و به دنبال آن ، كاتبان علاقه پيدا كردند كه حالت جديد تلفظ را نشان بدهند و در عين حال صورت قديم تلفظ را نيز محافظت نمايند و اين علاقه موجب پيدايش اين عمل
هامش
( 1 ) بنگريد به : ابن قتيبه : ادب الكاتب ، ص 253 و صولى ص 251 و ابن مالك ص 338 . سيوطى در همع الهوامع ج 2 ص 239 مثال را بدون ياء ندا ذكر مىكند ولى رواياتى كه در مصادر ديگر آمده و به اثبات ياء قبل از همزه دلالت مىكند ، بر حدوث وسطى بودن براى همزه در ( أخى ) تاكيد دارد .