تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
دارد ، خطا كرده است . » و نيز نصر الهورينى روايت مىكند كه ثعلب پيشواى كوفىها در مثل چنين حالتى گفته است : « گاهى الفى را اثبات كرده‌اند و پس از آن در حالت رفع واو و در حالت جرّ ياء هم نوشته‌اند و گفته‌اند : ( ظهر خطاؤه و عجبت من خطائه ) ولى انتخاب من اين است كه با وجود واو و ياء ، الف ساقط گردد و قياس هم همين است » . « 1 » با وجود اينكه ابن ولّاد اين روش را تضعيف كرده و زجاجى آن را خطا مىداند و ثعلب قياس را در ترك آن دانسته است ، در عين حال نقل آن دلالت دارد بر اينكه آن روشى بوده كه بعضى از كاتبان آن را دنبال كرده‌اند ، و شايد روش عمومى كتابت در دوره‌هاى پيشين همين بوده و بقاياى آن تا عصر اينها هم مانده است . اصالت اين روش سبب مىشود كه راز دوگانگى رسم همزه در بعضى از كلمات در رسم عثمانى را كه گاهى با الف و واو و گاهى با الف و ياء نوشته شده ، به آسانى بفهميم ، و اين چيزى نيست جز اينكه كاتبان ميان دو صورت را به اعتبار اتصال و انفصال جمع كرده‌اند ، همان گونه كه جعبرى گفته است . « 2 » از چيزهايى كه بر اين پديدهء هجايى تأكيد دارد اين است كه تخفيف همزه ابتدايى در حالى كه در يك كلام متصل تلفظ شود ، مانند تخفيف همزه وسطى خواهد بود . سيبويه مثالهاى زيادى را عرضه مىكند كه تخفيف همزهء ابتدايى را كه بر حرف قبل متصل است ، توضيح مىدهد ، مانند : ( كم يلك ، و من بوك و من مك ) و مانند آنها . « 3 » و از چيزهايى كه باز بر تصور وقوع اين پديده در رسم عثمانى دلالت دارد ، اين است كه بعضى از قاريان به همزه ابتدايى تخفيف داده‌اند . دانى مىگويد : « 4 » اصحاب ما در تسهيل همزه‌هايى كه به سبب دخول حروف زايد بر آنها در وسط قرار گرفته‌اند ، اختلاف كرده‌اند ، مانند : ( أفأنت ، فبأى إلاء ، بأيكم ، و كأين ، كأنه ، فلأقطّعن ، لبإمام ، الأرض ، الآخرة ) و شبيه آنها . و نيز دو كلمه‌اى كه در رسم به همديگر متصل مىشوند و آنها را به صورت يك كلمه در مىآورند ، مانند : ( هؤلاء ، هأنتم ، يايها ، يأخت . . . ) و شبيه آنها . بعضى از آنها در اين گونه موارد عادت به
هامش
( 1 ) المطالع النصرية ، ص 150 . ( 2 ) بنگريد به : خميلة ارباب المراصد ، برگ 226 أ . ( 3 ) الكتاب ، ج 2 ، ص 165 و بنگريد به : ابن سيده : المخصص ، ج 14 ، ص 15 . ( 4 ) بنگريد به : التيسير ، ص 41 .